شريك نسبت به شريكش و مولى نسبت به غلامش ! » « 1 »
اين موضوع به اندازهاى مهم است كه حتّى جمعى از بزرگان كتابهائى در موضوع « محاسبة النّفس » نوشتهاند ، از جمله محاسبة النّفس مرحوم سيّد بن طاووس حلّى ( متوفّاى سنهء 664 ه . ق ) و محاسبهء النّفس مرحوم كفعى ( از علماى قرن نهم هجرى ) و محاسبة النّفس فى اصلاح عمل اليوم و الاعتذار من الامس مرحوم حاج ميرزا على حائرى مرعشى ( متوفّاى 1344 ه . ق ) و محاسبهء النّفس سيد على مرعشى ( متوفّاى 1080 ه . ق ) است . « 2 »
در اينجا اشاره به چند نكته لازم به نظر مىرسد :
1 - در اين كه چگونه بايد نفس را « محاسبه » كرد و خويشتن را پاى حساب حاضر نمود و مورد باز خواست قرار داد ؛ بهترين طريق همان است كه در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه بعد از نقل حديث پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود : « اكْيَسُ الكَيِّسينَ مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ ؛ عاقلترين مردم كسى است كه به محاسبهء خويش پردازد » مردى از آن حضرت پرسيد « يا اميرَ الْمُؤمِنينَ وَ كَيْفَ يُحاسِبُ الرَّجُلُ نَفْسَهَ ؛ اى امير مؤمنان ! انسان چگونه نفس خويش را محاسبه كند ؟ »
امام ضمن بيان مشروحى چنين فرمود :
« هنگامى كه صبح را به شام مىرساند ، نفس خويش را مخاطب ساخته چنين گويد :
اى نفس ! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمىگردد ، و خداوند از تو دربارهء آن سؤال مىكند كه در چه راه آن را سپرى كردى ؟ چه عملى در آن انجام دادى ؟ آيا به ياد خدا بودى ، و حمد او را به جا آوردى ؟ آيا حق برادر مؤمن را ادا كردى ؟ آيا غم و اندوهى از دل او زدودى ؟ و در غياب او زن و فرزندش را حفظ كردى ؟ آيا حقّ بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا كردى ؟ آيا با استفاده از آبروى خويش ، جلو غيبت برادر مؤمن را گرفتى ؟
آيا مسلمانى را يارى نمودى ؟ راستى چه كار ( مثبتى ) امروز انجام دادى ؟ !
سپس آنچه را كه انجام داده به ياد مىآورد ، اگر به خاطرش آمد كه عمل خيرى از او
هامش
( 1 ) . محاسبهء النّفس سيد بن طاووس ، صفحهء 14 - بحار الانوار ، جلد 67 ، صفحهء 72 ، حديث 22 .
( 2 ) . الذّريعه ، جلد 20 .