و نيز مىفرمايد : « وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الَّا بِقَدَرٍ مَعْلُوْمٍ ؛ و خزائن همه چيز فقط نزد ما است و ما جز به اندازه معيّن آن را نازل نمىكنيم . » ( سورهء حجر ، آيهء 21 )
از سوى ديگر قرآن مجيد در آيات متعدّدى از حساب دقيق روز قيامت خبر داده است ؛ از جمله ، از زبان لقمان حكيم خطاب به فرزندش چنين نقل مىكند : « يا بُنَىَّ انَّها انْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فى صَخْرَةٍ او فِى السَّمواتِ او فِى الْارْضِ يَأتِ بِهَا اللَّهُ انَّ اللَّهَ لَطيفٌ خَبيرٌ ؛ پسرم ! اگر به اندازهء سنگينى دانهء خردلى ( كار نيك يا بد ) باشد و در دل سنگى يا در ( گوشهاى ) از آسمانها و زمين قرار گيرد ، خداوند آن را ( در قيامت براى حساب ) مىآورد ؛ خداوند دقيق و آگاه است ! » ( سورهء لقمان ، آيهء 16 ) .
و نيز مىفرمايد : « وَ انْ تُبْدُوا ما فى انْفُسِكُمْ او تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ؛ اگر آنچه را در دل داريد آشكار كنيد يا پنهان نماييد ، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مىكند . » ( سورهء بقرهء ، آيهء 284 ) .
اين مسأله بقدرى مهم است كه يكى از نامهاى روز قيامت ، « يوم الحساب » است : « انَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ ؛ كسانى كه از راه خدا منحرف مىشوند ، به خاطر فراموش كردن روز حساب عذاب شديدى دارند ! » ( سورهء ص ، آيهء 26 )
مسألهء حساب در قيامت بقدرى روشن و آشكار است كه انسان را در آنجا حسابرس خودش مىسازند ، و به او گفته مىشود : « اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً ؛ ( در آن روز به انسان گفته مىشود ) نامهء اعمالت را بخوان ، كافى است كه امروز خود حسابگر خود باشى ! » ( سورهء اسراء ، آيهء 14 ) .
با اين حال و با توجّه به اين شرايط كه همه چيز در دنيا و آخرت داراى حساب است ، چگونه انسان مىتواند از حساب خويش در اين جهان غافل بماند ؛ او كه بايد فردا به حساب خود برسد چه بهتر كه در اين دنيا ناظر بر حساب خويش باشد ؛ او كه مىداند همه چيز در اين جهان حساب و كتابى دارد چرا خود را از حساب و كتاب دور دارد ؟ !
بنابراين ، مجموعهء آيات فوق و مانند آن اين پيام مهم را براى همهء انسانها دارد كه هرگز محاسبه را فراموش نكنيد ، و اگر مىخواهيد بار شما فردا سبك باشد ، در اين جهان
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٥٤