تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
پرورش اخلاق و تزكيهء نفوس قائل است ، و گويى همهء ارزشها را در اين ارزش بزرگ خلاصه مىكند ، و فلاح و رستگارى و نجات را در آن مىشمرد . * * * همين معنى با مختصر تفاوتى در آيهء ششم آمده و جالب اين كه « تزكيهء اخلاق » در آن مقدّم بر نماز و ياد خدا ذكر شده كه اگر تزكيهء نفس و پاكى دل و صفاى روح در پرتو فضائل اخلاقى نباشد ، نه ذكر خدا به جائى مىرسد و نه نماز روحانيّتى به بار مىآورد . * * * و بالاخره در آخرين آيه ، از معلّم بزرگ اخلاق يعنى لقمان سخن مىگويد و از علم اخلاق به « حكمت » تعبير مىكند و مىگويد : « ما ( موهبت بزرگ ) حكمت را به لقمان داديم ، سپس به او دستور داديم كه شكر خدا را در برابر اين نعمت بزرگ به جا آورد ! ( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ انِ اشْكُرْلِلَّهِ ) » . با توجّه به اين كه ويژگى « لقمان حكيم » آن چنان كه از آيات سورهء لقمان استفاده مىشود تربيت نفوس و پرورش اخلاق بوده است به خوبى روشن مىشود كه منظور از « حكمت » در اين جا همان « حكمت عملى » و آموزشهايى است كه منتهى به آن مىشود يعنى « تعليم » براى « تربيت » ! بايد توجّه داشت كه حكمت همان گونه كه بارها گفته‌ايم در اصل به معنى « لجام » اسب و مانند آن است ؛ سپس به هر « امر بازدارنده » اطلاق شده است ، و از آنجا كه علوم و دانشها و همچنين فضائل اخلاقى انسان را از بديها و كژيها باز مىدارد ، اين واژه بر آن اطلاق شده است . * * * نتيجه آنچه از آيات بالا استفاده مىشود اهتمام فوق‌العادهء قرآن مجيد به مسائل اخلاقى و تهذيب نفوس به عنوان يك مسألهء اساسى و زيربنايى است كه برنامه‌هاى ديگر از آن نشأت مىگيرد ؛ و به تعبير ديگر ، بر تمام احكام و قوانين اسلامى سايه افكنده است .