اين حديث به خوبى نشان مىدهد كه فضائل اخلاقى نه تنها سبب نجات در قيامت است بلكه زندگى دنيا نيز بدون آن سامان نمىيابد ! ( دراينباره در آينده به خواست خدا بحثهاى مشروحترى خواهيم داشت )
3 - در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه فرمود : « جَعَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ مَكارِمَ الْاخْلاقِ صِلَةً بَيْنَهُ وَبَيْنَ عِبادِهِ فَحَسْبُ احَدِكُمْ انْ يَتَمَسّكَ بِخُلُقٍ مُتَّصِلٍ بِاللَّهِ ؛ خداوند سبحان فضائل اخلاقى را وسيلهء ارتباط ميان خودش و بندگانش قرار داده ، همين بس كه هر يك از شما دست به اخلاقى بزند كه او را به خدا مربوط سازد . » « 1 »
به تعبير ديگر ، خداوند بزرگترين معلّم اخلاق و مربّى نفوس انسانى و منبع تمام فضائل است ، و قرب و نزديكى به خدا جز از طريق تخلّق به اخلاق الهى امكانپذير نيست !
بنابراين ، هر فضيلت اخلاقى رابطهاى ميان انسان و خدا ايجاد مىكند و او را گام به گام به ذات مقدّسش نزديكتر مىسازد .
زندگى پيشوايان دينى نيز سرتاسر بيانگر همين مسأله است كه آنها در همه جا به فضائل اخلاقى دعوت مىكردند ، و خود الگوى زنده و اسوهء حسنهاى در اين راه بودند و به خواست خدا در مباحث آينده در هر بحثى با نمونههاى اخلاقى آنها آشنا خواهيم شد ؛ و همين بس كه قرآن مجيد به هنگام بيان مقام والاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
« وَانَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيْمٍ ؛ تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى ! » « 2 »
نكتهها :
1 - تعريف علم اخلاق
در اين جا لازم است قبل از هر چيز به سراغ تعريف اخلاق برويم ؛ « اخلاق » جمع « خُلْق » ( بر وزن قُفل ) و « خُلُق » . ( بر وزن افق ) مىباشد ، به گفتهء « راغب » در كتاب « مفردات » ، اين دو واژه در اصل به يك ريشه باز مىگردد ، خَلْق به معنى هيئت و شكل و صورتى است كه انسان با چشم مىبيند و خُلْق به معنى قوا و سجايا و صفات درونى است
هامش
( 1 ) . تنبيه الخواطر ، صفحه 362 .
( 2 ) . سورهء قلم ، آيهء 4 .