تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
و در بعضى از روايات به بدعتگذاران از مسلمين ، و بعضى به خوارج نهروان و در بعضى به بدعتگذاران يهود و نصارى تفسير شده است ؛ همهء اينها كسانى هستند كه اعمالشان در واقع زشت و آميخته به گناه و جنايت بوده در حالى كه خود را بر طريق حقّ و صواب مىپنداشتند . قابل توجّه اين كه جملهء « حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ » كه در ذيل آيهء بعد آمده بود از مادهء « حَبَط » ( بر وزن سبد ) مىباشد كه يكى از معانى معروف آن اين است كه شتر يا حيوان ديگرى ، علف زياد و احياناً علفهاى مضرّ و مسموم بخورد و شكم او باد كند و به مرگ او منتهى گردد ؛ بديهى است باد كردن شكم اين حيوان دليل بر فربهى و قوّت او نيست ؛ بلكه نشانهء بيمارى و چه بسا مقدّمهء مرگ اوست ، هرچند ممكن است ناآگاهان آن را فربهى و قدرت و قوّت پندارند . گروهى از انسانها نيز به همين سرنوشت گرفتار مىشوند ، تمام تلاش و كوشش خود را در طريق بدبختى خويش به كار مىگيرند در حالى كه گمان مىكنند در مسير خوشبختى گام بر مىدارند . * * * در ششمين آيه مورد بحث سخن از مسألهء توبهء كامل به ميان آمده و آن را براى كسانى معرّفى مىكند كه اولًا از روى جهل و نادانى ، عدم آگاهى به اثرات شوم و عواقب دردناك گناه كار بدى را انجام داده‌اند ؛ و ثانياً به زودى از كار خود پشيمان شده و به سوى خدا باز مىگردند ؛ اينها هستند كه مشمول رحمت الهى مىگردند و خدا توبهء آنان را مىپذيرد و خدا دانا و حكيم است ( انَّما التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِيْنَ يَعْمَلُونَ السُّوْءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيْبٍ فَاولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حكيماً ) . روشن است كه منظور از « جهالت » در اين آيه ، جهالت مطلق كه موجب عذر است نيست ؛ زيرا در زمينهء جهل مطلق گناهى وجود ندارد ؛ بلكه منظور جهل نسبى است يعنى آگاهى كامل به گناه و عواقب و آثار آن نداشته باشد .