تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و اينجا محلّ جدايى راههاى هدايت و ظلالت و رستگارى و هلاكت است . « 1 » يكى از ياران امام كاظم عليه السلام ( يا امام على بن موسى الرضا عليه السلام ) مىگويد : از آن حضرت پرسيدم آن عجب و خودپسندى كه عمل انسان را باطل مىكند ، چيست ؟ فرمود : « الْعُجْبُ دَرَجاتٌ مِنْها انْ يُزَيَّنَ لِلْعَبْدِ سُوْءُ عَمَلِهِ فَيَراهُ حَسَناً فَيُعْجِبُهُ وَ يَحْسَبُ انَّهُ يُحْسِنُ صُنْعاً ؛ عُجب و خودپسندى درجاتى دارد ؛ يكى از آنها اين است كه اعمال سوء انسان در نظرش تزيين شود آن را خوب ببيند و از آن خوشحال شود و در شگفتى فرو رود و گمان كند عمل نيكى انجام داده است . » « 2 » * * * در چهارمين آيه ، سخن از سرگذشت ملكهء سبا و اخبارى است كه هُدهُد از سرزمين آنها براى سليمان آورد ؛ گفت : من ملكه و ملّت او را ديدم كه در برابر آفتاب سجده مىكنند ، و غير خدا را پرستش مىنمايند ، و شيطان اعمالشان را در نظرشان تزيين كرده بود ( وَجَدْتُها وَقَوْمَها يَسْجُدوُنَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُوْنِ اللَّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُمْ ) . درست است كه خورشيد و نور آفتاب بسيار با عظمت و پر بركت و حياتبخش است ، ولى طلوع و غروب و دگرگونى و تحوّل و پوشيده شدن با قطعات ابر ، نشان مىدهد كه اين موجود با عظمت نيز اسير قوانين آفرينش است و از خود كمترين اراده‌اى ندارد ؛ و به همين دليل ، هرگز شايستهء پرستش نيست ؛ ولى تعليم و تربيتهاى غلط و سنّت نياكان و نيز تكرار عمل سبب مىشود كه قبح و زشتى آن ، از نظرها برود و به صورت يك عمل زيبا جلوه كند . در بعضى از كشورهاى دنيا گاوهاى به اصطلاح مقدّسى هستند كه گروهى آنها را پرستش مىكنند ، اعمالى در برابر گاو ماده انجام مىدهند و امتيازاتى براى آن قائلند كه هر بينندهء خالى الذّهن را به خنده وا مىدارد در حالى كه پرستش كنندگان گاو با قيافه‌هاى جدّى آن اعمال را مرتكب مىشوند و به آن افتخار مىكنند ؛ چرا ديگران مىخندند و آنها افتخار مىكنند ؟ يكى از دلائل آن ، اين است كه تكرار عمل ، قبح و زشتى آن را از
هامش
( 1 ) . تفسير « فى ظلال » ، جلد 6 ، صفحهء 675 . ( 2 ) . « نور الثّقلين » ، جلد 4 ، صفحهء 351 ، حديث 30 .