ميان برده و عادت كردن به آن ، حجابى در برابر زشتيها مىشود .
درست است كه در اين آيه تزيين عمل به شيطان نسبت داده شده ولى واضح است كه شيطان ابزار و اسبابى دارد كه يكى از آنها همان تكرار زشتيها و خو گرفتن به آنها است .
* * * در پنجمين آيه مورد بحث ، همان محتواى آيات گذشته با تعبيرات تازهاى به چشم مىخورد ؛ روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىفرمايد : بگو آيا شما را خبر دهم كه زيانكارترين مردم چه اشخاصى هستند ؟ - آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم و نابود شده در حالى كه گمان مىكنند كار نيك انجام مىدهند ( قَلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْاخْسَرِيْنَ اعْمالًا الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحَسَبُونَ انَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ) .
در اينجا سخن از زيانكارترين مردم است كه سرمايههاى مهمّ زندگى خود را از قبيل عمر و جوانى و نيروى فكرى و جسمانى را در راههاى غلط از دست مىدهند ، در حالى كه مىپندارند كار نيكى انجام مىدهند و خوشحالند و افتخار مىكنند .
چرا اين گونه افراد به چنين روز سياهى مىافتند ؟ دليلش خو گرفتن به زشتيها و بديها و هوا پرستى و خود خواهى و خود بينى است كه همچون پردههاى سياه ظلمانى بر چشم عقل آنها فرو مىافتد و از ديدن حقايق باز مىمانند ، و واقعيّتها را غير از آنچه هست تصوّر مىكنند .
نتيجهء اين گرفتارى و بدبختى ، همان است كه در آيهء بعد از آن آمده است ؛ مىگويد :
« آنها كسانى هستند كه به آيات پروردگارشان و لقاى او كافر شدند ، و به همين دليل اعمالشان حبط و نابود گشتهاست ! » ( اولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِاياتِ رَبِّهِم وَ لِقائِهِ وَ حَبِطَتْ اعْمالُهُمْ ) .
در روايات اسلامى در تفسير آيهء فوق تعبيراتى ديده مىشود كه هر يك بيان مصداق روشنى از مصداقهاى اين آيه است ، و همه در آن جمعند ؛ در بعضى از روايات ، به منكران ولايت امير مؤمنان على عليه السلام تفسير شده ، و در بعضى به رهبانهاى مسيحى ، يعنى مردان و زنان تارك دنيا كه چشم از همهء لذّات دنيا پوشيدهاند ، در حالى كه در راه انحرافى گام بر مىدارند .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠١