مىگذارد ؛ صفا و نورانيّت را از آن مىگيرد ، و تاريكى و ظلمت به جاى آن مىنشاند ؛ مىفرمايد : « چنين نيست كه آنها ( كم فروشان ) مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى بر دلهايشان نشسته ؛ كَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ . »
جملهء « ما كانُوا يَكْسِبُونَ » كه از فعل مضارع در آن استفاده شده و دلالت بر استمرار دارد ، دليل روشنى بر اين معنى است كه اعمال بد تغييرات مهمّى در دل و جان ايجاد مىكند ، و همچون زنگارى كه آئينه را از نورانيّت و صفا مىاندازد ، روح را كدر و تاريك مىكند ؛ و به اين ترتيب ، صفت رذيلهء قساوت و بىحيايى و بىتفاوتى در برابر گناه ، و به تعبير ديگر ، ظلمت شقاوت و بىتقوايى را بر قلب انسان چيره مىكند .
رين ( بر وزن عين ) زنگارى است كه روى اشياء قيمتى مىنشيند ؛ و به تعبير ديگر ، قشر قرمز رنگى است كه بر اثر رطوبت هوا ، روى آهن و مانند آن ظاهر مىشود ، و معمولًا نشانهء پوسيدن و ضايع شدن فلزّات است .
انتخاب اين تعبير براى آثار ويرانگر گناهان در قلب و روح انسان تعبير بسيار مناسبى است ، كه در روايات اسلامى نيز كراراً روى آن تكيه شده و در بحث آينده كه پيرامون روايات اسلامى است خواهد آمد .
* * * در دومين آيه به مرحلهاى فراتر از مرحلهء رين ( زنگار ) اشاره شده و آن مرحلهء تزيين است ؛ به اين ترتيب كه تكرار عمل سوء باعث تزيين آن در نظر انسان مىشود ؛ يعنى ، روح انسان چنان با آن هماهنگ مىگردد كه آن را براى خود موهبت و افتخار مىپندارد ؛ مىفرمايد : « اين چنين اعمال مسرفان در نظرشان جلوه داده شده است ؛ كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفيْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » .
جملهء « ما كانُوا يَعْمَلُونَ » و همچنين تعبير به « مسرفين » دليل روشنى بر تكرار گناه از سوى آنهاست ؛ يعنى با تكرار زشتيها و بديها نه تنها قبح و زشتى آنها از بين مىرود بلكه تدريجاً به صورت يك فضيلت در نظر گنهكاران خود نمايى مىكند ؛ و اين در واقع يكى از رذائل اخلاقى است كه نتيجهء شوم تكرار اعمال گناه آلود است .
در اين كه چه كسى اعمال زشت اين گونه افراد را در نظرشان جلوه مىدهد سخن
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٩٦