از مجموع آنچه در بالا آمد و روايات فراوان ديگرى كه در اين زمينه وارد شده است به خوبى استفاده مىشود كه آداب و سنن و فرهنگ يك قوم و ملّت اثر تعيين كنندهاى در اخلاق و اعمال آنها دارد ؛ و به همين دليل ، اسلام اهمّيّت فوقالعادهاى به اين مسأله مىدهد و حفظ سنّتهاى حسنه را لازم مىشمرد و ايجاد يا حفظ سنّتهاى سيّئه را يك گناه بسيار بزرگ معرّفى مىكند .
* * *
6 - رابطه عمل و اخلاق
درست است كه اعمال انسان از اخلاق او سرچشمه مىگيرد و خلق و خوهاى درونى در لا به لاى اخلاق نمايان مىشود ، بطورى كه مىتوان گفت ، اعمال و رفتارهاى انسان ثمرهء خلق و خوى درونى اوست ؛ ولى از سوى ديگر ، اعمال انسان نيز به نوبهء خود به اخلاق او شكل مىدهد ؛ يعنى ، تكرار يك عمل خوب يا بد ، تدريجاً تبديل به يك حالت درونى مىشود و ادامهء آن سبب پيدايش يك ملكهء اخلاقى مىگردد ، خواه فضيلت باشد يا رذيلت ؛ به همين دليل ، يكى از راههاى مؤثّر براى تهذيب نفوس ، تهذيب اعمال است ، و مبادا تكرار يك عمل بد در درون روح و جان انسان ريشه بدواند ، و روح را به رنگ خود در آورد و سبب پيدايش رذائل اخلاقى گردد !
به همين دليل ، در روايات اسلامى دستور داده شده است كه مردم بعد از لغزشها و گناهان فوراً توبه كنند ؛ يعنى ، با آب توبه آثار آن را از دل و جان بشويند مبادا گناه تكرار شود و تبديل به يك اخلاق رذيله گردد !
به عكس ، دستور داده شده است كه كارهاى نيك ، آنقدر تكرار گردد كه تبديل به يك عادت شود .
با اين اشاره به قرآن باز مىگرديم ، و بخشى از آياتى را كه اشاره به اين معنى دارد ، مورد بررسى قرار مىدهيم :
1 - كَلَّا بَلْ رانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ( سورهء مطفّفين ، آيهء 14 )
2 - كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفيْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( سورهء يونس ، آيهء 12 )