زمينههاى رذائل با ايجاد سنّتهاى ضلالت و گمراهى و فساد .
3 - روى همين جهت ، امير مؤمنان على عليه السلام از سفارشهاى مؤكّدى كه به مالك اشتر مىكند ، همان حفظ سنّتهاى صالحه و جلوگيرى از شكسته شدن احترام آنهاست ؛ مىفرمايد : « لا تَنْقُصْ سُنَّةً صالِحَةً عَمِلَ بِها صُدُورُ هذِهِ الامَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِها الالْفَةُ وَ صَلُحَتْ عَلَيْها الَرَّعِيَّةٌ ، وَ لَاتُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَىْءٍ مِنْ ماضى تِلكَ السُّنَنِ فَيَكوُنُ الْاجْرُ لِمَنْ سَنَّها وَ الْوزِرُ عَلَيْكَ بِما نَقَضْتَ مِنْها ؛ هرگز سنّت پسنديدهاى را كه پيشوايان اين امّت به آن عمل كردهاند و امّت اسلامى به آن انس و الفت گرفته ، و امور رعيّت ، به وسيلهء آن اصلاح شده ، نقض مكن ! و سنّت و روشى را كه به آن سنّتهاى صالحهء پيشين زيان وارد سازد ، ايجاد منما ! كه اجر آن براى كسى خواهد بود كه آن سنّتها را برقرار كرده و گناهش بر توست كه آن سنّتها را شكستهاى ! » « 1 »
در واقع سنّتهاى نيك از آنجا كه كمك به انجام كارهاى خير و پرورش فضائل اخلاقى مىكند ، داخل در تحت عنوان اعانت بر خير است و ايجاد يا احياى سنّتهاى شر ، مصداق معاونت بر اثم محسوب مىشود ؛ و مىدانيم معاونان ، در اعمال خوب و بد فاعلان خير و شر ، سهيم و شريكند بى آن كه چيزى از پاداش و كيفر آنها كاسته شود .
اهمّيّت سنّت حسنه تا آن حد است كه در روايت معروفى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : عبد المطلّب جدّ گرامى پيامبر اسلامى صلى الله عليه و آله پنج سنّت قبل از اسلام در ميان عرب قرار داد ، و خداوند همهء آنها را امضا فرمود و جزء احكام اسلام قرار داد : همسر پدر را بر فرزند تحريم كرد ؛ و در ديهء قتل ، صد شتر قرار داد ؛ و در دور خانهء خدا هفت شوط طواف مىكرد ؛ و گنجى پيدا كرد خمس آن را ادا مىنمود ؛ و زمزم را در آن روز كه از نو حفر كرد ، « سقاية الحاج » ناميد ( كانَتْ لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ خَمْساً مِنَ السُّنَنِ اجْريها اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فى الاسْلامِ حَرّمَ نَساءَ الْاباءِ عَلَى الْابْناءِ ، وَ سَنَّ الدِّيَةَ فىِ الْقَتْلِ مِأَةً مِنَ الْابِل وَ كانَ يَطُوْفُ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ اشْواطٍ ، وَ وَجَدَ كَنْزاً فَاخْرَجَ مِنْهُ الْخُمْسَ ، وَ سَمّى زَمْزَمَ حِيْنَ حَفَرَها سِقايَةَ الْحاجِّ ) .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 53 .