پرستش مىكنيد ( و از اين كار ابلهانه دست بر نمىداريد ) ! آنها گفتند : اين به دليل آن است كه ما همواره پدران خود را مىديديم كه آنها را عبادت مىكنند ( اذْ قالَ لِابِيْهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ التَّماثِيلُ الَّتى انْتُمْ لَها عاكِفُونَ - قالُوا وَجَدْنا آبائَنا لَها عابِدِيْنَ ) !
در اينجا ابراهيم شديدترين حملهء خود را بر اين تقليد كوركورانه كرد و گفت : بطور مسلّم شما و پدرانتان در گمراهى آشكارى بوديد ( قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ انْتُمْ وَ آبائُكُمْ فى ضَلالٍ مُبِينٍ ) !
ولى متأسّفانه اين ضلال مبين از نسلى به نسلى منتقل مىشد و به صورت فرهنگى در مىآمد ، و نه تنها قبح آن از بين نمىرفت ، بلكه تبديل به يك افتخار مىشد .
* * * در چهارمين آيه باز با همين معنى در شكل ديگرى رو به رو مىشويم :
در پاسخ اين سؤال كه چرا شما انسانهاى با شعور ، بتهاى بىشعور را پرستش مىكنيد ، مىگويند : « ما نياكان خود را بر مذهبى يافتيم و مادر پرتو آثار آنها هدايت يافتهايم » ! ( بَلْ قالُوا انَّا وَجَدْنا آبائَنا عَلَى امَّةٍ وَ انَّا عَلَى آثارِهُمْ مُهْتَدُوْنَ )
آنها اين كار ابلهانه را نه تنها ضلالت و گمراهى نمىشمردند بلكه هدايتى مىدانستند كه از نياكانشان به آنها رسيده ، و در آيهء متعاقب آن ، اين منطق را ، منطق همهء مترفين ( ثروتمندان مست و مغرور ) ، در تمام طول تاريخ مىشمرد ( وَكَذلِكَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيْرٍ الَّا قالَ مُتَرَفُوها انَّا وَجَدْنا آبائَنا عَلَى امَّةٍ وَ انَّا عَلَى آثارِهِمْ مُقْتَدُوْنَ ) .
بديهى است اين تقليد كوركورانه كه در سايهء آن زشتيها ، زيبا ، خودنمايى مىكرد ، عوامل زيادى داشت ؛ ولى بى شك ، يكى از عوامل آن تبديل زشتيها به يك سنّت و فرهنگ دير پا بوده است .
و نيز همين معنى در آيهء 103 و 104 سورهء مائده آمده كه عربهاى جاهلى يك سلسله بدعتهاى ابلهانه در زمينهء حلال و حرام براى خود گذارده بودند ؛ غذاهاى مباح و حلالى را بر خود تحريم مىكردند ، و حرامهايى را بر خود حلال مىشمردند ، و چنان به اين سنّت غلط چسبيده بودند كه آيات الهى را دربارهء آن بىرنگ مىپنداشتند و در مقابل آن مىگفتند : « حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آبائَنا ؛ آنچه را از پدران خود يافتهايم ما را بس است ! »
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٨٨