تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كرديد ، آن گاه كه جاهل بوديد ! » يعنى جهل شما سبب آن حسادت شد و آن حسادت سبب شد كه توطئهء قتل يوسف را بچينيد و او را شكنجه دهيد و در چاه بيفكنيد !

4 - جهل سرچشمهء تعصّب و لجاجت است !

در آيهء 26 سورهء فتح تعبيرى به چشم مىخورد كه نشان مىدهد تعصّب كور مشركان عرب در عصر پيامبر از جهل و نادانى آنها سرچشمه مىگرفت : « اذْ جَعَلَ الَّذينَ كَفَرُوا فىقُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ ؛ ( به خاطر بياوريد ) هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و تعصّب جاهليّت را قرار دادند . »

5 - رابطهء جهل و بهانه‌جوئى :

تاريخ انبياء پر است از بهانه‌جوئيهائى كه امّتهاى نادان در برابر آنها داشتند ؛ در قرآن مجيد مكرّر به آن اشاره مىكند و گاه روى رابطهء آن با جهل انگشت مىگذارد ؛ از جمله در آيهء 118 سورهء بقره مىخوانيم : « وَ قالَ الَّذينَ لايَعْلَمونَ لَوْلا يُكَلِّمُنا اللَّهُ اوْ تَأتينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ ؛ افرادى جاهل و ناآگاه گفتند چرا خدا با ما سخن نمىگويد و چرا آيه و نشانه‌اى بر خود ما نازل نمىكند ! پيشينيان آنها نيز همين گونه سخن مىگفتند ؛ دلها و افكارشان شبيه يكديگر است . » در اينجا تكيه بر جهل به عنوان زمينهء بهانه جويى شده است ، و نشان مىدهد كه اين انحراف اخلاقى ، رابطه نزديكى با جهل دارد ، همان گونه كه تجربيّات فراوان نيز آن را نشان مىدهد .

6 - رابطهء سوء ظن و بدبينى با جهل :

در آيهء 154 سورهء آل عمران در مورد جنگجويان احُد مىخوانيم : « ثُمَّ انْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ امَنَةً نُعاساً يَغْشى طائِفَةً مِنْكُمْ وَ طائِفَةٌ قَدْ اهَمَّتْهُمْ انْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ ؛ سپس به دنبال اين غم و اندوه ( كه از شكست احُد حاصل شد ) خداوند آرامش را به صورت خواب سبكى بر شما فرستاد كه جمعى را فرا گرفت ؛ امّا جمع ديگرى در فكر جان خود بودند ( و خواب به چشمانشان نرفت ) آنها گمانهاى نادرستى دربارهء خداوند مانند گمانهاى دورانهاى جاهليّت داشتند ! » بى شك سوء ظن يكى از رذائل اخلاقى است كه سرچشمهء مفاسد بسيارى براى فرد و جامعه است ؛ در اينجا رابطهء ميان جهل و سوء ظن به روشنى بيان شده است .

7 - بى ادبى از جهل سرچشمه مىگيرد !

قرآن مجيد در آيهء 4 سورهء حجرات ، غالب