به تجربه روزمرّهء خود نيز اين مسأله را بسيار ديدهايم كه افراد جاهل و ناآگاه ، مرتكب اعمال زشتى مىشوند و داراى صفات رذيلهاى هستند ، و هنگامى كه آگاهى كافى دربارهء قبح آن اعمال و مفاسد و زيانهاى آن صفات پيدا مىكنند يا سطح و معارف آنها دربارهء مبدأ و معاد بالاتر مىرود ، بكلّى آن اعمال و صفات را رها كرده ، يا لااقل به مقدار زيادى از آن مىكاهند .
دليل منطقى اين مسأله نيز روشن است ؛ زيرا حركت به سوى صفات و الا و اعمال صالحه احتياج به انگيزهاى دارد ؛ بدون شك يكى از بهترين انگيزهها ، آگاهى از مصالح اعمال و صفات نيك و مفاسد اعمال و صفات رذيله است ، و نيز آگاهى بر مبدأ و معاد ، و آشنائى با برنامههاى مكتب انبياء و اولياء ، انسان را به سوى آنها سوق مىدهد و بازتاب وسيعى در اصلاح مفاسد اخلاقى دارد .
ناگفته پيدا است كه منظور از علم و آگاهى در اينجا ، آگاهى بر فنون صنايع و مسائل مادّى نيست ؛ چرا كه بسيارند كسانى كه از اين مسائل آگاهند و از همهء آلودگان آلودهترند ؛ بلكه منظور علم و آگاهى به ارزشهاى والاى انسانى و تعليمات الهى و مصالح و مفاسد معنوى و معارف الهيّه است .
* * *
رابطهء « علم » و « اخلاق » در احاديث اسلامى
احاديث اسلامى نيز مملو است از تعبيراتى است كه نشان مىدهد رابطهء تنگاتنگى در ميان علم و معرفت و آگاهى ، با فضائل اخلاقى ؛ و جهل و بى خبرى و ناآگاهى ، با رذائل اخلاقى وجود دارد كه نمونههائى از آن را در ذيل مىخوانيد :
1 - در رابطهء معرفت با زهد كه از مهمترين فضائل اخلاقى است از على عليه السلام چنين روايت شده است :
« ثَمَرَةُ الْمَعْرِفَةِ الْعُزُوفُ عَنِ الدُّنيا ؛ ميوهء درخت معرفت ، زهد در دنيا است . » « 1 »
هامش
( 1 ) . غرر الحكم .