وراثت خانوادگى و تربيتهائى كه از نونهالان در دامن مادر و آغوش مادر مىبينند توجّه داشت و اهمّيّت اين دوران در ساختار شخصيّت انسانها را هرگز فراموش نكرد .
* * *
4 - تأثير علم و آگاهى در تربيت
ديگر از زمينههاى پرورش اخلاق بالا بردن سطح علم و معرفت افراد است ، چرا كه هم با دليل منطقى و هم با تجربههاى فراوان به ثبوت رسيده است كه هر قدر سطح معرفت و دانش الهى انسان بالاتر برود فضائل اخلاقى در او شكوفاتر مىشود ؛ و به عكس ، جهل و فقدان معارف الهى ضربهء شديد بر پايهء ملكات فضيله وارد مىسازد و سطح اخلاق را تنزّل مىدهد .
در آغاز اين كتاب در بحث رابطه « علم » و « اخلاق » بحث فشردهاى دربارهء پيوند اين دو داشتيم ، و گفتيم بعضى از دانشمندان و فلاسفه آنقدر دراينباره مبالغه كردهاند كه گفتهاند « علم مساوى است با اخلاق » .
و به تعبير ديگر ، علم و حكمت سرچشمهء اخلاق است ( آن گونه كه از سقراط نقل شده ) و رذائل اخلاقى معلول جهل و نادانى است .
مثلًا ، انسانهاى متكبّر و حسود به اين دليل گرفتار دو رذيله شدهاند كه از آثار شوم و زيانهاى حسد و تكبّر بى خبرند ؛ آنها مىگويند هيچ كس آگاهانه به دنبال بديها و زشتيها نمىرود .
بنابراين اگر سطح معرفت جامعه بالا رود كمك به ساختار سالم اخلاقى آنها مىكند .
هرچند اين سخن مبالغه آميز است ، و تنها از يك زاويه به مسائل اخلاقى در آن نگاه شده است ، ولى اين واقعيّت را نمىتوان انكار كرد كه علم ، يكى از عوامل زمينهساز اخلاق است و به همين دليل افرادى كه گرفتار جهل و جاهليّت هستند آلودگى بيشتر دارند و عالمان آگاه كه داراى معارف الهى هستند آلودگى كمترى دارند هر چند هر يك از اين دو نيز استثناهائى دارند !
به همين دليل ، در قرآن مجيد در مورد دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه او