سيزدهم ،
صَمْت است ، به معنى خاموشى و حفظ زبان از سخنان زائد و اكتفا به مقدار لازم .
چهاردهم ،
جوع و كم خوردن ، كه از شروط مهمّهء پيمودن اين راه است ولى نه تا آن حد كه باعث ضعف و ناتوانى گردد .
پانزدهم ،
خلوت است ، و آن عبارت است از كنارهگيرى از اهل عصيان و طالبين دنيا و صاحبان عقول ناقصه ؛ و به هنگام عبادات و توجّه به اذكار ، دور از ازدحام و غوغا بودن .
شانزدهم ،
سَهَر و شب بيدارى ( مخصوصاً بيدارى در آخر شب ) ، كه در آيات و روايات اسلامى كراراً به آن اشاره شده است .
هفدهم ،
دوام طهارت ، يعنى هميشه با وضو بودن است كه نورانيّت خاصّى به باطن انسان مىدهد .
هيجدهم ،
تضرّع به درگاه خداوند ربّ العزّة است ، كه هر چه بيشتر بتواند اظهار خضوع در پيشگاه پروردگار كند .
نوزدهم ،
پرهيز از خواستههاى نفس ( هر چند مباح باشد ) تا آنجا كه در توان دارد .
بيستم ،
رازدارى و كتمان سرّ ، كه از مهمترين شرايط است ، كه اساتيد اين رشته به آن اصرار مىورزيدند ، و آن اين كه اعمال و برنامههاى خويش را در اين راه مكتوم دارد ( تا كوچكترين تظاهر و ريا در آن حاصل نشود ) و اگر مكاشفاتى از عوالم غيب براى او دست داد آن را نيز پنهان دارد و به اين و آن بازگو نكند ( تا گرفتار عجب و خودبينى نگردد ) .
بيست و يكم ،
داشتن مربّى و استاد است ، اعم از استاد عام كه در كارهاى مربوط به سير و سلوك با ارشاد او پيش مىرود و استاد خاص كه آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام مىباشد .
البتّه بايد سالك توجه داشته باشد كه اين ، مرحلهء بسيار دقيق و باريكى است ؛ تا كسى را نيازمايد و از صلاحيّت علمى و دينى او آگاه نشود ، در ارشادات به او تكيه نكند كه گاه شياطين در لباس استاد درآيند و گرگان ملبّس به لباس چوپان شوند و سالك را از راه منحرف سازند .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٣٧