مرحوم علّامهء طباطبايى در اين زمينه مىگويد : كه حتّى به ظاهر شدن خارق عادت و اطّلاع بر علوم پنهانى و اسرار نهان انسان ، و عبور بر آب و آتش ، و اطّلاع بر مسائل مربوط به آينده و مانند آن نمىتوان اطمينان كرد كه صاحب چنين اعمالى مقام پيشرفتهاى در سلوك راه حق دارد ؛ زيرا ، اينها همه در مرتبهء مكاشفهء روحيّه حاصل مىشود ، و از آنجا تا سرحدّ وصول و كمال ، راه بسيار است .
بيستودوم ،
« ورد » است ، و آن عبارت است از ذكرهاى زبانى كه راه را به روى سالك مىگشايد و او را براى گذشتن از گردنههاى صعبالعبور مسير الى اللَّه يارى مىدهد .
بيست و سوم ،
نفى خواطرات است ، و آن عبارت است از تسخير قلب خويشتن و حكومت بر آن ، و تمركز فكر به گونهاى كه هيچ تصوّر و خاطرهاى بر او وارد نشود مگر به اختيار و اذن آن ؛ و به تعبير ديگر ، افكار پراكنده بىاختيار فكر او را به خود مشغول ندارد ، و اين يكى از كارهاى مشكل است .
بيست و چهارم ،
فكر است ، و منظور از آن ، آن است كه سالك با انديشهء عميق و فكر صحيح در آگاهى و معرفت بكوشد ، و تمام تفكّر او مربوط به صفات و اسماء الهى و تجلّيات و افعال او بوده باشد .
بيست و پنجم
ذكر است ، و منظور از آن ، توجّه قلبى است به ذات پاك پروردگار ؛ نه ذكر با زبان كه به آن ورد گفته مىشود ؛ و به تعبير ديگر ، منظور اين است كه تمام نظر خويش را به جمال پروردگار متوجّه سازد و از غير او چشم بپوشد .
اين بود خلاصهء آنچه از سير و سلوك منسوب به علّامهء بحر العلوم استفاده مىشود كه علّامهء طباطبائى نيز همين روش را با مختصر تفاوتى - مطابق آنچه در رسالهء « لبّ اللّباب » - آمده دنبال كرده است .
* * *
2 - روش مرحوم ملكى تبريزى :
ايشان ( مرحوم حاج ميرزا جواد آقا تبريزى ) كه يكى از اساتيد معروف سير و سلوك محسوب مىشود ، در رسالهء « لقاء اللّه » راهى را پيموده است كه در جهاتى با آنچه در