باشد و بكوشد خود را به صفات آنان نزديك سازد . )
6 - در آستانهء سر منزل مقصود ، در اين بخش اشاره به اين معنى مىكند كه انسان داراى سه عالم است : 1 - عالم حسّ و طبيعت 2 - عالم خيال و مثال 3 - عالم عقل و حقيقت .
عالم حسّ و طبيعت يكپارچه ظلمت است و تا از آن نگذرد به عالم مثال كه عبارت از عالمى است كه حقايق آن داراى صورتند و عارى از مادّه نمىرسد .
و تا از عالم مثال نگذرد به عالم عقل نمىرسد ؛ و منظور از عالم عقل ، عالمى است كه حقيقت و نفس انسان در آن عالم ، نه مادّه دارد و نه صورت ؛ و هنگامى كه به عالم عقل رسيد و نفس خويش را خالى از مادّه و صورت شناخت ، به معرفت پروردگار دست مىيابد ؛ و مصداق « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ » « 1 » مىشود . « 2 »
* * *
3 - روش ديگر
در رسالهء « لقاء اللّه » عالم و محقّق بزرگوار ، آقاى مصطفوى ، برنامهء ديگرى براى اين سير و سلوك الهى ذكر شده است .
در اين رساله كه رسالهء جامع و پربار و متّكى به آيات و اخبار است ، نخست اشاره به آيات مربوط به لقاء اللَّه مىكند و بعد از آن كه اين لقاء و ملاقات را به معنى ملاقات معنوى و روحانى تفسير مىنمايد ، در شرح آن مىافزايد كه براى رسيدن به سر منزل مقصود بايد انسان حدود برانگيخته شده از جهان مادّه و حدّ زمان و مكان و حتّى حدود ذاتى كه در همهء ممكنات موجود است درهم بشكند و غرق و فناى عالم لاهوت گردد و به لقاى پروردگار نائل آيد و مخاطب « يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعى الى رَبِّكَ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلى فى عِبادى وَادْخُلى جَنَّتى ؛ تو اى روح آرام يافته ! به سوى پروردگارت باز گرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است ، سپس در سلك بندگانم
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 2 ، صفحهء 32 .
( 2 ) . توضيح بيشتر را در رسالهء لقاء اللّه مرحوم ملكى تبريزى مطالعه فرمائيد .