قوم فرعون آن دارندهء ميخها . ( 10 )
آنها در بلاد طغيان كردند . ( 11 )
و در آنها به فساد در افزودند . ( 12 )
پروردگار تو تازيانهء عذاب را بر سرشان فرود آورد . ( 13 )
زيرا پروردگارت به كمينگاه است . ( 14 )
امّا آدمى چون پروردگارش بيازمايد و گرامىاش دارد و نعمتش دهد ، مىگويد : پروردگار من مرا گرامى داشت . ( 15 )
و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد ، مىگويد : پروردگار من مرا خوار ساخت .
اعراب
« و الفجر » ، واو براى قسم است . « ليال » عطف [ بر « الفجر » ] و « عشر » صفت براى « ليال » مىباشد . « يسر » در اصل « يسرى » با « ياء » بوده و اين « ياء » به خاطر هماهنگى ميان رئوس آيات حذف شده است و كسره بر آن دلالت دارد . « ارم » غير منصرف است ، زيرا معرفه و مؤنّث است و آن نام قبيلهاى مىباشد . « ارم » بدل و يا عطف بيان براى « عاد » است . « ذات العماد » صفت براى « ارم » است . « و الّتى لم يخلق » صفت دوم براى آن . « ثمود » عطف است بر « عاد » و آن اسم غير منصرف است به خاطر معرفه و مؤنّث بودن ، زيرا نام قبيله است و « الّذين جابوا » صفت آن مىباشد . « الانسان » مبتدا .
« اذا ما » « ما » زايد است . جملهء « يقول » خبر براى مبتداى محذوف مىباشد : « هو يقول » .
جمله خبر براى « الانسان » . اصل ، « اكرمنى و اماننى » بوده و « ياء » بر اثر وقف حذف شده است و كسرهء نون وقايه بر آن دلالت مىكند .
تفسير
وَ الْفَجْرِ * وَ لَيالٍ عَشْرٍ * وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ * وَ اللَّيْلِ إِذا يَسْرِ .
مراد از فجر ، با توجّه به ظاهر لفظ ، هر سپيدهدم است . امّا « ليال عشر » هيچگونه ظهورى در دههء خاصّى ندارد و دليلى بر مشخص كردن آن نيز در دست نيست و اين شبهاى دهگانه براى ما نامشخص هستند . به همين دليل ، ما هم دربارهء چيزى كه خداوند سكوت فرموده ،