فَأَمَّا الْإِنْسانُ إِذا مَا ابْتَلاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ .
« الانسان » در اينجا اسم جنس است . « اكرمه و نعّمه » : روزى او را زياد كند . « قدر عليه » : روزى او را كم كند . « الابتلاء » : آزمودن و آزمايش خداوند بدين معناست كه او براى انسان وسيلهاى را فراهم مىكند كه حقيقت وى را آشكار مىسازد . نظير ثروتمندى و تهيدستى و اگر او به رغم ثروتمندى ، سپاسگزارى و به رغم تهيدستى ، شكيبايى كند ، سزاوار پاداش است و اگر با تهيدستى ، كفر ورزد و با ثروتمندى ، سركشى كند ، سزاوار مجازات خواهد بود . به بيانى ديگر : آزمايش خداوند آن است كه محكى را به وجود مىآورد كه كارهاى پاك و ناپاك را برملا سازد ، تا زمينهاى باشد براى پاداش كسى كه كار نيك انجام داده و مجازات كسى كه به رغم وجود دليل ، كار زشت كرده است . اين است چگونگى رفتار خداوند با انسان ، امّا وضعيّت انسان گمراه آن است كه وى مقام خويش را در پيشگاه خدا با نعمتهايى مىسنجد كه خدا به او داده است ، بدين ترتيب كه اگر خدا روزىاش را فراوان سازد ، گمان مىكند كه او از همهء مقرّبان به خدا نزديكتر است و نيز خداوند نبايد دربارهء چيزى از او بپرسد و نبايد بر چيزى وى را مجازات كند و او هرچه دلش مىخواهد بگويد و انجام دهد . اين پندار كاملا بر سركردگان مشركان منطبق است . چه ، آنان استدلال مىكردند كه خداوند آنها را بزرگ شمرده ، زيرا ثروت فراوان به آنها بخشيده و مؤمنان را حقير و زبون به حساب آورده ، زيرا به ايشان مال و ثروت نداده است . هرگاه خدا روزى انسان گمراه را كم كند ، به اين اميد كه شايد وى توبه كند ، او گمان مىكند كه خدا او را تحقير كرده و زبونش ساخته است . براى سرزنش انسان و مخالفت او با آفريدگارش همين بس كه نسبت به اين آفريدگارش ، گمان بد داشته باشد . از امام على عليه السّلام نقل شده كه فرمود : « هرگاه انسان مسلمان گرفتار سختى شود ، نبايد از پروردگارش شكايت كند [ بلكه ] بايد به پروردگارش شكايت كند كه زمام تمامى كارها در دست قدرت اوست » . نظير اين سخن خدا در آيهء 35 از سورهء انبياء ، در جلد پنجم بيان شد .