سكوت اختيار مىكنيم . امّا ديدگاهى كه مىگويد : مراد از اين ده شب ، اوايل ذى حجّه ، يا محرّم و يا اواخر ماه رمضان است ، نياز به دليل دارد . شيخ محمّد عبده تلاش كرده است كه مشخص كند ، مراد از اين ده شب ، همان اوايل هر ماه است و او تمامى كوشش و توانش را به كار گرفته ، ليكن نتوانسته دليل قانع كنندهاى ارايه دهد . شگفتآور است كه شاگرد او « مراغى » نيز در تمامى گفتههايش از وى تقليد كرده است و بيان او را به رغم طولانى بودن نقل نموده ، بدون اينكه چنان كه عادت اوست به منبع آن اشاره كند . در تفسير « شفع » و « وتر » نيز چند نظريه وجود دارند و نزديكترين آنها به ظاهر لفظ آن است كه اين دو واژه به حساب و ثبت مقدارها اشاره دارد . خداوند به خاطر اين كه به اهمّيّت و فوايد حساب توجّه دهد ، بدان سوگند ياد كرده است . مراد از حركت شب ، سپرى شدن و رفتن آن است و بدين سبب ، خداوند در سوگندش ميان آمدن روز و رفتن شب گرد آورده است ، چنان كه در آيهء 33 و 34 از سورهء مدثّر آمده است :
« سوگند به شب چون روى در رفتن آرد و سوگند به صبح چون پرده برافكند » .
هَلْ فِي ذلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ .
اين استفهام براى بيان واقع است . مراد از قسم در اين جا ، حجّت و دليل است ، زيرا موجب تأييد و ثبوت حق مىشود . « الحجر » ، به كسر حا و سكون جيم چندين معنا دارد كه از آن جمله ، ديار ثمود و حجر كعبه است . در اينجا مراد از آن ، خرد است . چه ، خرد صاحبش را از بسيارى كارها جلوگيرى مىكند و معناى آيه چنين است : در چيزهايى كه خداوند بدانها سوگند ياد كرده ، به اندازهء كافى ، دليل بر اثبات وجود ، قدرت و حكمت خدا به چشم مىخورد ، زيرا در اين چيزها حكمت و تدبيرى است كه به روشنى ، وجود و حكمت او را نشان مىدهد ، چنانكه كشت ، نشانگر وجود كشاورز است .
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ * إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ * الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ .
مراد از « عاد » همان قوم ثمود است و « ارم » نام قبيلهء عاد است كه به يكى از نياكان آن به نام ارم نسبت داده شده . شيخ محمّد عبده مىگويد : مراد از « عماد » در اينجا