تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
هلاك شدم . ( 11 ) و به آتش افروخته درآيد . ( 12 ) او در دنيا نزد كسانش شادمان زيسته بود . ( 13 ) و مىپنداشته است كه هرگز باز نخواهد گشت . ( 14 ) آرى ، پروردگارش او را مىديده است . ( 15 )

اعراب

عامل « اذا » محذوف است : « اذكر اذا السّماء . . . » جواب « اذا » نيز محذوف است : « لقى الانسان خالقه » . « ملاقيه » خبر براى مبتداى محذوف مىباشد : « أنت ملاقيه » . « مسرورا » حال است . « ان لن » . « ان » مخففهء از ثقيله كه در تقدير ، « انّه » بوده است . « بلى » ، ايجاب پس از نفى است .

تفسير

اين سوره هم‌چون سوره‌هاى تكوير و انفطار ، وحشت‌ها و بيم‌هاى قيامت را بيان مىكند و اين‌كه مردم در روز قيامت به دو گروه تقسيم مىشوند : گروهى در بهشت‌اند و گروهى در آتش .
إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ ،
هنگامى كه خداوند ويرانى جهانى را كه ما در آن هستيم اراده كند ، آسمان شكافته مىشود .
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها .
واژهء « اذن » در لغت به معناى شنيدن است . مىگويند : « حدثته فأذن لى ؛ با او سخن گفتم و او به من گوش فرا داد » . بنابراين ، معناى آيه چنين است : آسمان فرمان خدا را اجابت كرد و بدان اذعان كرد . به بيان ديگر : خداوند بر هر چيزى تواناست .
وَ حُقَّتْ .
براى آسمان سزاوار است كه مطيع و فرمانبردار امر خداوند باشد ، زيرا آفريدهء او و در قبضهء قدرت اوست .
وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ ،
هرگاه قيامت برپا شود ، زمين حالت به هم‌پيوستگىاش را از دست مىدهد و كوه‌ها و ديگر چيزهايى كه در آن هستند نابود مىشوند و در اين هنگام ، زمين صاف مىشود .
وَ أَلْقَتْ ما فِيها ،
زمين آنچه كه در اندرون دارد هم‌چون مردگان و ديگر چيزها را بيرون مىافكند .
وَ تَخَلَّتْ ،
اندرونش از آنچه
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 71 | محمد جواد مغنية