تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بودند . بنابراين ، چگونه مىتوان ميان اين دو آيه گرد آورد ؟ بسيارى از مفسّران در پاسخ گفته‌اند : دست راست گناهكار در روز قيامت بر گردنش بسته مىشود و دست چپش در پشت سرش قرار مىگيرد و با آن نامهء اعمالش را مىگيرد . شيخ محمّد عبده مىگويد : دادن نامه به دست راست يا چپ و يا از پشتسر ، نوعى تمثيل و تصوير است . براى حالت شخصى كه از اعمالش خويش در آن روز آگاه مىشود . . . به عنوان نمونه ، برخى از مردم هرگاه عملشان برايشان آشكار مىشود ، خرسند و شادمان مىگردند و اين ، همان گرفتن [ نامهء اعمال ] با دست راست است . برخى از آنان وقتى سوابق اعمالشان برايشان آشكار مىشود ، چهرهء آنان ترش و درهم كشيده مىشود و آرزو مىكنند كه اى كاش اين اعمال براى آنان هرگز برملا نمىشد و اين ، همان گرفتن نامهء اعمال با دست چپ و يا از پشت‌سر است . در اين صورت ، هيچ‌گونه انگيزه‌اى براى گردآوردن اين دو آيه با ساختن معنايى كه شايستهء كتاب خدا نيست و بسيارى از مفسّران چنين كرده‌اند وجود ندارد .
إِنَّهُ كانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُوراً ،
اين گناهكار در دنيا و هنگامى كه در ميان افراد خانواده‌اش قرار داشت ، سرگرم بازى و كارهاى بيهوده بود و دربارهء حساب‌رسى و كيفر آخرت نمىانديشيد .
إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ يَحُورَ ،
او گمان مىكرد كه پس از مرگ هرگز به نزد پروردگارش باز نمىگردد و هيچ‌كس دربارهء گناهان او از وى نمىپرسد . آرى ، او نسبت به اين گناه مورد پرستش قرار مىگيرد و در آن ترديدى وجود ندارد .
بَلى إِنَّ رَبَّهُ كانَ بِهِ بَصِيراً ،
هيچ چيزى از گفتار و كردار او بر خدا پوشيده نيست و از او بازپرسى مىكند و اگر نيكو باشد پاداش نيكو و اگر بد باشد پاداش بد به او خواهد داد . سوگند به شفق

[ سوره الانشقاق ( 84 ) : آيات 16 تا 25 ]

فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ( 16 ) وَ اللَّيْلِ وَ ما وَسَقَ ( 17 ) وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ( 18 ) لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ ( 19 ) فَما لَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 20 ) وَ إِذا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لا يَسْجُدُونَ ( 21 ) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ( 22 ) وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُوعُونَ ( 23 ) فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ ( 24 ) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ( 25 )
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 73 | محمد جواد مغنية