تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
مىفرمايد :
« وَ اللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ وَ الصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ ؛
سوگند به شب چون روى در رفتن دارد و سوگند به صبح چون پرده برافكند » . « 1 » تنفّس الصبح : صبح دميد ، نورش گسترش يافت . الرّسول : در اين‌جا مراد جبرئيل است . ذو العرش : خدا . مكين : صاحب مكانت . الافق المبين : مراد همان افق اعلى است كه خداوند آن را در آيهء 7 از سوره نجم بيان كرده است . ضنين : بخيل .

اعراب

« الجوارى » صفت براى « خنّس » است . ضمير « انّه » به قرآن برمىگردد كه سياق سخن بر آن دلالت دارد و جمله جواب قسم مىباشد . « كريم » و ما بعدش صفت براى « رسول » . « و ما صاحبكم » عطف است بر « انّه لقول . . . » و هم‌چنين است « و ما هو » . « اين تذهبون » . « اين » ظرف مكان و محلا منصوب به نزع خافض است : « الى اين » . در مجمع البيان آمده است : عرب مىگويند : « ذهبت الشام و خرجت الشام : منها و اليها » . « لمن شاء » بدل بعض از « العالمين » ، با اعادهء حرف جر ، مىباشد .

تفسير

فَلا أُقْسِمُ
در گذشته گفتيم كه از ديدگاه بيشتر مفسّران « لا » زايد است . برخى از آنان مىگويند ، « لا » نافيه است ، زيرا موضوع آن‌قدر روشن است كه نياز به سوگند ندارد . نتيجهء هر دو نظرگاه يكى است . شيخ محمّد عبده مىگويد : اين عبارت را زمانى
هامش
( 1 ) . مدثّر ( 74 ) آيه 33 .