5 .
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ،
حيوانات وحشى هراسان از ويرانى جهان مىگريزند و از بيم مىميرند . رازى و صاحب مجمع البيان مىگويند : « خداوند وحوش را گرد مىآورد ، تا برخى از برخى ديگر تقاص كنند » . بر اين نظريه مىتوان چنين ايراد كرد كه خداوند پيش از تكليف حسابرسى نمىكند و تكليف هم زمانى است كه خداوند به وحوش عقل عطا كند . چه ، به وسيلهء عقل است كه خدا پاداش مىدهد و مجازات مىكند و اگر وحوش از نعمت عقل برخوردار مىبودند ، زيربار انسان نمىرفتند و با او داراى يك مقام مىبودند .
6 .
وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ .
در كتابهاى لغت ، « سجر البحر » بدين معناست : آب دريا طغيان كرد . بنابراين ، معناى آيه چنين مىشود : آب درياها به هر سو روان مىشود و بر اثر ويران شدن جهان ، هيچ چيزى اين آبها را نگه نمىدارد . از اين قبيل است سخن خداوند :
« وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ ؛
و آنگاه كه درياها به هم بپيوندند » . « 1 » شيخ محمّد عبده مىگويد :
ممكن است مقصود از طغيان كردن درياها ، برافروخته شدن آتش از اين درياها باشد ، زيرا آتشى كه در اندرون زمين قرار دارد ، با شكافته شدن زمين ، از آن بيرون مىآيد و در اين هنگام ، آب به بخار تبديل مىشود و در درياها جز آتش باقى نمىماند . در برخى از روايات آمده است كه دريا پردهء جهنّم است و پژوهشهاى علمى اين موضوع را ثابت كرده است و گواه آن ، فعّال شدن آتشفشانها و به وقوع پيوستن زلزلهها است .
7 .
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ،
روح هر انسانى به همان جسم نخستين خويش كه در هنگام مرگ از آن جدا شده بود ، برمىگردد .
8 .
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .
« موءودة » : دختر كوچكى كه زندهزنده در زير خاك دفن مىشود . اين دختر زنده مىشود و در حالى كه دفنكنندهء او مىشنود ، از وى مىپرسند : چرا دفنكنندگان ، تو را زنده در زير خاك دفن كردند ؟ و
هامش
( 1 ) . انفطار ( 82 ) آيه 3 .