تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ * مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ،
اى انسان ناتوان ، تو كه هستى كه فرمانبردارى خدا را بر خود ننگ مىدانى و بر بندگانش ستم مىكنى ؟ دربارهء اصل خويش ، دربارهء انتقالت از يك آفرينش به آفرينش ديگر و دربارهء سرنوشت و پايانه‌ات بيانديش . چه‌كسى تو را آفريد ، در حالى كه تو چيزى نبودى و تو را در شكم مادرت در حالتى ، پس از حالتى ديگر ايجاد كرد ، سپس تو را در بهترين صورت از آن بيرون آورد . آيا همهء اين كارها را تصادف انجام داده است ؟
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ،
خداوند راه به سوى نيكى را به وسيلهء دو چيز آماده كرد : نخست ، ارشاد و تشويق به نيكى . دوم ، انديشه و قدرت بر كار . نيز راه به سوى زندگى را به وسيلهء دو چيز براى انسان آماده كرد : نخست ، منابعى كه در طبيعت به وديعت نهاده و اين منابع براى تأمين نيازهاى انسان كافى است . دوم ، نيرو و استعدادى كه در انسان به وديعت نهاده است ، تا وى از طبيعت بهره گيرد و آن را بر طبق آنچه مىخواهد درآورد . نظير اين سخن در چندين آيه بيان شد . به تفسير آيهء نخست و پس از آن ، از سوره انسان رجوع كنيد .
ثُمَّ أَماتَهُ ،
سپس او را پس از سپرى شدن اجل وى ، بميراند .
فَأَقْبَرَهُ ،
خدا دستور داد كه انسان پس از مردن ، بايد دفن شود و از اين‌كه وى رها گردد ، تا درندگان و پرندگان او را بخورند ، نهى كرد و اين فرمان خداوند به كرامت و احترام انسان در پيشگاه خدا اشاره دارد ، حتّى پس از آن‌كه روح از بدن او بيرون رود ، تا چه رسد به اين كه وى زنده باشد ؟
ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ ،
خداوند انسان را آفريد ، سپس او را بميرانيد و دفنش كرد و آن‌گاه او را براى حسابرسى و كيفر ، دوباره زنده مىكند و اگر اين دوباره زنده‌كردن نمىبود ، وجود انسان حقيقتا بيهوده بود . به تفسير آيهء 4 از سورهء يونس ، بخش : « حسابرسى و كيفر حتمى است » رجوع كنيد . امّا اين‌كه خدا مىگويد :
« إِذا شاءَ ؛
هرگاه بخواهد » اشاره بدين نكته دارد كه تنها او از زمان وقوع حشر و نشر آگاه است .
كَلَّا لَمَّا يَقْضِ ما أَمَرَهُ .
ضمير « يقضى » به انسان گناهكار بيكار برمىگردد و معناى آيه چنين است : ما انسان را براى انجام دادن كارهاى نيك و شايسته به تمامى