علف . ( 31 )
تا شما و چارپايانتان بهره بريد . ( 32 )
چون بانگ قيامت برآيد . ( 33 )
روزى كه آدمى از برادرش مىگريزد . ( 34 )
و از مادرش و پدرش . ( 35 )
و از زنش و فرزندانش . ( 36 )
هركس را در آن روز كارى است كه به خود مشغولش دارد . ( 37 )
چهرههايى در آن روز درخشانند . ( 38 )
خندانند و شادانند . ( 39 )
و چهرههايى در آن روز غبارآلودند . ( 40 )
در سياهى فرو رفتهاند . ( 41 )
اينان كافران و فاجرانند . ( 42 )
واژگان
القتل : در اين جا مراد از آن ، نفرين به عذاب و هلاكت است .
الانسان : در اين جا مراد انسان جنايتكار است .
فقدّره : انسان را در چند مرحله آفريد .
انشره : او را پس از مرگ زنده ساخت .
القضب : آنچه به صورت تازه خورده مىشود از قبيل سبزيجات و باقلا و هرچند مدّت يكبار قطع مىشود .
غلبا : عظيم و بزرگ .
الاب : چراگاه چارپايان .
الصّاخّة : مراد روز قيامت است نظير القارعة . در تفسير رازى آمده است : مراد از صاخّة چيزى است كه بر اثر شدّت فريادش ، گوش را بكوبد .
ترهقها : فراگيرد آن را .
فترة : سياهى .
اعراب
« ما أكفره » « ما » نكره و به معناى شىء عظيم است و محلّ آن رفع مىباشد ، زيرا مبتدا است . « اكفر » فعل ماضى است كه صرف نمىشود و در آن ضميرى مستتر است