كه به « ما » برمىگردد و « ها » مفعول به است ، زيرا به معناى « شىء عظيم جعله كافرا » مىباشد . « السبيل » مفعول براى فعل مقدر : « يسّر السبيل يسّره للانسان » . « لمّا يقض » به معناى « لم يقض » است . « ما » اسم موصول و مفعول براى « يقض » و عايد محذوف است : « ما امره به » . مصدر برگرفته از « انّا » بدل اشتمال از طعامه است . « غلبا » صفت براى « حدائق » و جمع « غلباء » مىباشد . « متاعا » مفعول من اجله براى « أنبتنا » . جواب « اذا جاءت » محذوف است : « فما اعظم ندم المجرمين » .
تفسير
قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ .
در تفسير رازى به نقل از گروهى از مفسّران آمده است :
« مراد از انسان در اينجا هر ثروتمندى است كه به دليل ثروت ، خودش را بر تهيدست برتر بداند » . ما نيز همين نظرگاه را مىپذيريم ، زيرا واقعيتها آن را تأييد مىكند و به آن گواهى مىدهد و اگر آز و حرص نسبت به كالاى ناچيز دنيا و اندوختن ثروت نمىبود ، مردم در آسايش و امنيت زندگى مىكردند . شيخ محمّد عبده مىگويد :
اين نفرين بر انسان كه زشتترين نفرينها به شمار مىرود ، كنايه از آن است كه اين انسان به مرحلهاى از زشتى رسيده است كه ديگر شايستگى زندگى را ندارد و خاستگاه اين زشتى ، غفلت او از دگرگون شدن نعمتها و فراموش كردن بخشندهء اين نعمتهاست . تا آنجا كه هرگاه اندرز حق به وى داده شود ، او از اين اندرز ، روى برمىگرداند .
در نعمت وجود ، درك ، گوش و چشم ترديدى نيست ، بلكه آنها از بزرگترين نعمتها مىباشند ، ليكن نعمت وجود و امثال آن ، مادام كه عمومى و فراگير باشد ، موجب برترىطلبى و سركشى نمىشود و تنها چيزى كه انسان جنايتكار را از اندازهاش بيرون مىآورد و او را به ستمگرى و تجاوز وادار مىكند ، آن است كه وى احساس كند كه ثروتمند است و بر ديگران برترى دارد .