پاكيزه شوى . ( 18 )
و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا كنى ؟ ( 19 )
پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد . ( 20 )
و او تكذيب كرد و عصيان ورزيد . ( 21 )
سپس پشت كرد و مىشتافت . ( 22 )
پس همه را گرد كرد و ندا داد . ( 23 )
و گفت : من پروردگار برتر شما هستم . ( 24 )
خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتارش كرد . ( 25 )
در اين عبرتى است براى كسى كه مىترسد . ( 26 )
آيا شما به خلقت سختتريد يا اين آسمانى كه او بنا نهاد ؟ ( 27 )
سقفش را برافراشت و بپرداختش . ( 28 )
شبش را تاريك كرد و روشنايىاش را آشكار ساخت . ( 29 )
و پس از آن زمين را بگسترد . ( 30 )
و از آن آب بيرون آورد و چراگاهها پديد كرد . ( 31 )
و كوهها را استوار گردانيد . ( 32 )
براى بهرهگيرى شما و چارپايانتان . ( 33 )
واژگان
الوادى : دامنهء كوه و جايى كه آب در آن جريان دارد .
طوى : نام آن وادى .
تزكّى : از شرك پاك گردى .
فحشر : گرد آورد .
النكال : عذاب .
سمكها : مراد ستارگان آسمان است .
فسوّاها : هر ستارهاى كه در جايگاه طبيعىاش قرار دارد .
أغطش : تاريك كرد .
دحاها : گسترانيد .
أرساها : ثابت و استوار گردانيد آن را .
اعراب
« طوى » بدل از « الوادى » است ، بنابر قولى كه « طوى » نام آن وادى باشد . « لك »