تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
پاكيزه شوى . ( 18 ) و من تو را به پروردگارت راه بنمايم و تو پروا كنى ؟ ( 19 ) پس آن آيت بزرگ را به او نشان داد . ( 20 ) و او تكذيب كرد و عصيان ورزيد . ( 21 ) سپس پشت كرد و مىشتافت . ( 22 ) پس همه را گرد كرد و ندا داد . ( 23 ) و گفت : من پروردگار برتر شما هستم . ( 24 ) خدايش به عذاب آخرت و دنيا گرفتارش كرد . ( 25 ) در اين عبرتى است براى كسى كه مىترسد . ( 26 ) آيا شما به خلقت سخت‌تريد يا اين آسمانى كه او بنا نهاد ؟ ( 27 ) سقفش را برافراشت و بپرداختش . ( 28 ) شبش را تاريك كرد و روشنايىاش را آشكار ساخت . ( 29 ) و پس از آن زمين را بگسترد . ( 30 ) و از آن آب بيرون آورد و چراگاه‌ها پديد كرد . ( 31 ) و كوه‌ها را استوار گردانيد . ( 32 ) براى بهره‌گيرى شما و چارپايانتان . ( 33 )

واژگان

الوادى : دامنهء كوه و جايى كه آب در آن جريان دارد . طوى : نام آن وادى . تزكّى : از شرك پاك گردى . فحشر : گرد آورد . النكال : عذاب . سمكها : مراد ستارگان آسمان است . فسوّاها : هر ستاره‌اى كه در جايگاه طبيعىاش قرار دارد . أغطش : تاريك كرد . دحاها : گسترانيد . أرساها : ثابت و استوار گردانيد آن را .

اعراب

« طوى » بدل از « الوادى » است ، بنابر قولى كه « طوى » نام آن وادى باشد . « لك »