شده است ! اين روايت را هم از لحاظ عقلى بايد طرد كرد و هم از لحاظ شرعى . امّا از لحاظ عقلى بدينسبب كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله معصوم است و جز از طريق وحى سخن نمىگويد و امّا از لحاظ شرعى ، بديندليل كه خداوند جادو و جادوگران را تكذيب كرده و فرموده است : « ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هرسو مىدوند . . . و جادوگر هيچگاه پيروز نمىشود » . « 1 » نيز خداوند مشركانى را تكذيب كرد كه به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مىگفتند : او جادو شده است : « كافران مىگويند : شما در پى مرد جادو شدهاى به راه افتاديد » . « 2 » به آنچه ما دربارهء جادو ، و حكم آن در جلد اول و سوم ، زير عنوان : « پيرامون جادو » نوشتيم رجوع كنيد .
از جمله سخنان خندهآور ، چيزى است كه شيخ محمّد عبده آن را - به تعبير او - از بسيارى از سنّتگرايان نقل كرده است كه گفتهاند : خبر اثر گذاردن جادو بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله درست است و كسى كه آن را انكار كند ، در دين بدعت كرده است ، زيرا قرآن جادو را درست دانسته است . شيخ محمّد عبده در تعليقى به اين سخن گفته است : بنگر كه چگونه از ديدگاه سنّتگرايان ، دين درست به بدعت تبديل مىشود و آنان به قرآنى كه جادو را نفى كرده براى اثبات جادو و تأثير آن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله استدلال مىكنند ، چنانكه مشركان دربارهء آن حضرت گفتند : او مرد جادوشدهاى است .
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ .
« حاسد » : كسى كه آرزو مىكند نعمت از دست صاحبش برود و اين نعمت تنها از آن او باشد ، نه از ديگران . در حديث آمده است :
انسان منافق حسد مىورزد و انسان مؤمن غبطه مىخورد ، يعنى آرزو مىكند كه او هم همانند برادرش از نعمت برخوردار باشد و آرزو نمىكند كه اين نعمت از دست او هم برود . حسد ، مادر بسيارى از رذيلتهاى اخلاقى است . نظير كينه ، پستى ، دروغ ، غيبت ، سخنچينى ، نيرنگ ، فريب و تلاش از هر راهى براى زوال نعمت از دست
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيه 66 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) آيه 47 .