در آيهء 96 از سورهء انعام آمده نيز تأييد مىكند :
« فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً ؛
شكوفندهء صبحگاهان است و شب را براى آرامش قرار داد » . در هر حال ، خداوند ، پروردگار سپيدهدم و تمامى آفريدگان است و به پيامبرش فرمان داده كه به او چنگ زند .
مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ ،
از شرّ هر شرارتپيشهاى . خواه انسان باشد و خواه انسان نباشد . هيچ آفريدهاى نيست ، مگر آنكه هم شايستگى نيكى را دارد و هم شايستگى بدى را ، هم از نيروى مثبت برخوردار است و هم از نيروى منفى و هيچچيزى در جهان هستى وجود ندارد كه ذاتا خير محض باشد ، جز آفرينندهء وجود ، به جلد دوم ، بخش « زيباتر از آنچه هست ، امكانپذير نيست » ، رجوع كنيد . پس از آنكه خداوند به پيامبرش دستور داده كه از شرّ هر صاحب شرّى به او پناه ببرد ، به برخى از اين موجودات صاحب شرّ به ترتيب زير اشاره كرده است :
وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ .
« الغاسق » : شب تاريك . « الوقب » : وارد شدن و مراد از شرّ شب ، حوادث نفرتانگيزى است كه در آن رخ مىدهد . همچون به اجرا درآوردن نيرنگها و توطئهها ، دزدى ، ترورها ، كارهاى زشت و خلاف و ديگر كارهايى كه در شب برنامهريزى مىشود .
وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ .
مراد از « نفّاثات » در اينجا ، زنان جادوگر و يا گروههاى جادوگر ، چه مرد و چه زن - چنانكه بسيارى از مفسّران گفتهاند - نمىباشند ، ابدا چنين نيست ، بلكه مراد از آن ، هر شعبدهباز و نيرنگپيشهاى است كه به وسيلهء شعارها و اصول تجارت مىكند ، خواه با ادّعاى رام كردن جنّيان و از روى دروغ و نفاق به گرهها بدمد و يا ندمد . خداوند تنها زنان جادوگرى را كه به گرهها مىدمند ياد كرده است ، زيرا اينان نماد شعبدهبازى و سردستهء نفاق هستند .
راويان از عائشه نقل كردهاند كه يك يهودى به نام لبيد بن اعصم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را جادو كرد و جادوى او تا آنجا ، بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كارگر افتاد كه او خيال مىكرد فلان كار را انجام داده است ، در حالىكه انجام نداده بود و اين سوره و سورهء پس از آن در اينباره نازل