تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
مراد از اين خطاب تمامى مردم هستند ، چون پيامبر صلّى اللّه عليه و إله جز به خداى يگانه پناه نمىبرد . واژهء « ربّ » هم بر مالك اطلاق مىشود و هم بر سرور و نعمت‌دهنده . واژهء « ملك » بر نگهبان ، صاحب اختيار و توانا اطلاق مىشود . واژهء « إله » بر آفريننده ، نوآورنده ، صورت‌دهنده ، سخت‌گيرنده و گشاينده اطلاق مىشود . خداى سبحان آفرينندهء مردمان ، نعمت و روزىدهندهء آنان ، صاحب‌اختيارشان و اداره‌كنندهء امور آنان است . بنابراين ، سزاوار است كه آنان او را بپرستند و تنها به او چنگ درزنند . پرسش : آيا خدا آفريننده و مالك هرچيزى نيست ، پس چرا خداوند تنها از مردم ياد كرده است ؟ پاسخ : زيرا اين مردم و انسان‌ها هستند كه دربارهء آفريدگارشان ترديد مىكنند و به نعمت‌هاى او كفر مىورزند و از ديگران يارى مىجويند و يا اين‌كه آنان هستند كه نسبت به ساير موجودات [ در برابر خداوند ] بيشتر سركشى مىكنند و به همين دليل ، خداوند تنها از آنها ياد كرد ، به اين اميد كه شايد هدايت شوند .
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ .
« الوسواس » ، به فتح واو ، اسم مصدر و به معناى وسوسه است . وسوسه ، صداى پنهانى است و قابل احساس نيست . « وسواس » به كسر واو ، مصدر است . فرق ميان مصدر و اسم مصدر آن است كه در مصدر ، نسبت فعل به فاعل مدّنظر است ، در حالى كه در اسم مصدر ، به فاعل توجّه نمىشود ، بلكه تنها فعل مورد نظر است ، با صرف‌نظر از فاعل . درهرحال ، مراد از وسوسه در اين‌جا ، انديشه‌هاى تاريكى است كه در ذهن خطور مىكند و انسان را از حق و راه او بازمىدارد و هيچ‌كس نمىتواند از سخنان نفس و وسوسهء آن رهايى يابد ، مگر اين‌كه خدا انسان را نگه دارد . خداوند كسى را به خاطر وسوسه مؤاخذه نمىكند ، مگر زمانى كه اين وسوسه به گفتار و يا كردار تبديل شود . پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « هر دلى وسوسه‌اى دارد و هرگاه وسوسه ، حجاب و پردهء دل را بشكافد و بر زبان جارى شود ، انسان به وسيلهء آن مجازات مىشود و هرگاه اين پرده را نشكافد و بر زبان جارى