تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
او را از حساب‌رسى و عذاب خدا رهايى مىبخشد ؟
كَلَّا .
ثروت جلو مرگ او را نمىگيرد و او را در نزد خدا شفاعت نمىكند .
لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ .
« حطمة » : جهنّم است كه ستمكاران خودخواه را نابود مىكند و مىسوزاند . واژهء « نبذ » ، نشان‌گر تحقير است .
وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ .
« حطمه » بالاتر از تصوّر است .
نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ،
اين آتش خداست ، نه آتش انسان‌ها . آتش خشم است ، نه آتش هيزم .
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ .
مراد از « تطّلع » در اين‌جا بالا رفتن و برآمدن است . مىگويند : « طلع الجبل و اطّلع عليه ؛ بالاى كوه رفت » . برخى گفته‌اند : مراد آگاهى و شناخت است . اين نظرگاه دور از فهم همگان است . « الافئدة » : كنايه از آن است كه آتش بالا مىرود و هر عضوى از اعضاى گناهكاران را مىسوزاند . خداوند در آيه تنها از دل‌ها ياد كرده ، زيرا دل جايگاه كفر و پستى است .
إِنَّها عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ ،
آتش از هرسو آنان را فرا مىگيرد و آنها هيچ راه گريزى ندارند .
فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ .
اين جمله كنايه از شدّت فراگيرى است . نظير اين آيه ، در آيهء 20 از سورهء بلد بيان شد .