كه تو با من دربارهء مكّه و اين خانهاى كه بزرگش مىدانيد ، سخن مىگويى . عبد المطلب گفت : من با تو دربارهء مالى كه مالك آن هستم سخن مىگويم ، امّا خانه ، براى خودش پروردگار و مالكى دارد كه اگر بخواهد آن را حفظ مىكند . از اينرو ، خداوند پرندگانى را بر ابرهه و سپاهيانش فرستاد كه آنها را با گل سخت سنگباران كردند و آنان را همچون كاه پسمانده در آخور ساختند . قريش به مكّه بازگشتند و احترام آنان نسبت به او افزايش يافت و دليرى ، اعتمادبهنفس و پايدارى او را ستودند .
تفسير
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ .
خطاب براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله است و استفهام براى بيان واقع است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله تو مىدانى كه خداوند با اصحاب فيل چه كرد ؟ آنان حبشىهايى بودند كه ما به داستان ايشان پيشتر اشاره كرديم . هدف از اين خطاب ، دلدارى دادن به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است ، بدينترتيب كه آن خدايى كه اصحاب فيل را به هلاكت رسانيد ، قادر است تكذيبكنندگان رسالت محمّد صلّى اللّه عليه و إله را نيز به هلاكت برساند .
أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ .
كيد و مكر يك معنا دارند و آن عبارت است از توطئه . مراد از « تضليل » در اينجا خنثى كردن است . مىگويند : « ضلّل كيده ؛ نيرنگ او را خنثى كرد » . معناى آيه چنين است : حبشىها بر ضدّ بيت اللّه الحرام توطئه كردند ، ليكن خداوند نيرنگ آنان را برملا كرد و تلاش آنها را باطل ساخت .
وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ،
دستههايى از پرندگان . مفسّران و راويان مىگويند : پرندگان كوچك دستهدسته از سمت دريا آمدند .
تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ .
« سجّيل » : گل سخت .
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ .
« عصف » : برگ درخت . برگ درخت را بدينسبب عصف ناميدهاند كه وقتى قطع مىشود ، باد آن را با خود مىبرد . « مأكول » : چونان چيزىكه چارپايان آن را مىخورند .
شيخ محمّد عبده مىگويد :