ندارد . براين اساس ، انسان تنها به اعتبار عقيده و اعمالش ، زيانكار و يا سودكننده است و معناى سخن خداوند :
« إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
آن است كه كسانى كه ايمان نياوردند و يا ايمان آوردند و عمل نكردند ، همان زيانكارانند ، امّا آنان كه ايمان آوردند و عمل كردند ، رستگاران و سودكنندگان هستند .
وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ .
« تواصوا » عطف است بر « آمنوا و عملوا » و معناى آيه چنين است : رستگاران در فرداى قيامت كسانى هستند كه به خدا و آيين او ايمان آوردند و بر طبق آنچه اين ايمان به آنان ديكته مىكند عمل كردند و برخى از آنان برخى ديگر را به حق و شكيبايى سفارش نمودند . شيخ محمّد عبده حق را چنين توصيف مىكند : « حق چيزى است كه دليل قطعى بدان راهنمايى كرده باشد و يا ديدن و مشاهده » . در حالى كه آنچه عبده گفته ، تعريف حقيقت است ، نه حق و تفاوت ميان اين دو آن است كه حقيقت زاييدهء برهان است و حق قائم به نفس خودش مىباشد ، چه دليل بر اثبات باشد و چه دليل نباشد ، زيرا بسيارى از مردم از اثبات حقّشان با دليل قطعى و روشن ناتوانند . در هر حال ، هر كارى كه در آن خشنودى خداوند و صلاح مردم باشد ، آن كار ، حق و نيكى و عدالت است . امّا مراد از صبر آن است كه ما بر حق پايدارى كنيم و به باطلگرا نه بگوييم ، حال پيامدش هرچه باشد .
خلاصهء سخن : بزرگترين چيزى كه در انسان است و مهمترين نعمتى كه خدا به انسان داده ، آن است كه وى توان كامل دارد كه فرشته باشد و يا شيطان ، سودكننده باشد و يا زيانكار و خداى حكيم ، اين آزادى را تنها براى او قرار داده كه مختار است .
بدبختى و زيانكارى را براى خويشتن برگزيند و يا سودمندى و خوشبختى را و خداوند پس از نشان هر دو راه ، بر طبق همان سودمندى و يا زيانكارى كه او براى خودش انتخاب مىكند با وى برخورد مىكند و كدامين فضيلت بالاتر از اين فضيلت و كدامين عدالت بالاتر از اين عدالت است ؟