تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
2 . مراد از عصر ، دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . اين نظريه نيز از نظريه نخست به فهم‌ها دور تر مىباشد . 3 . مراد از عصر ، آخرين بخش روز است و خداوند در اين آيه به پايان روز سوگند ياد كرده است ، چنان‌كه در آيهء 1 از سورهء شمس به بخش نخست آن سوگند ياد كرده است :
« وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها » .
اين نظريه از معناى لفظ دور به نظر نمىرسد . نزديك‌ترين نظريه به فهم ، نظريه چهارم است و آن اين‌كه مراد از عصر « روزگار » است ، يعنى زمانى كه رويدادها و كارها در آن به وقوع مىپيوندند . سياق به همين نظريه اشاره دارد ، چون خداوند بلافاصله مىفرمايد :
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ .
اين آيه نشان مىدهد كه انسان زيانكار است ، نه زمان ، زيرا زمان فى نفسه چيزى به شمار نمىرود كه زيان بيند يا سود برد ، مورد ستايش قرار گيرد و يا مورد نكوهش . شيخ محمّد عبده مىگويد : عرب رسم داشتند كه در وقت عصر گردهم مىآمدند و دربارهء امور خودشان تبادل نظر مىكردند و گهگاه سخن آنان به چيزى منجر مىشد كه آنان نمىخواستند . بنابراين ، براى مردم چنين توهّم پيش آمد كه وقت عصر ، وقت نكوهيده‌اى است . از اين رو ، خدا به اين وقت سوگند ياد كرد ، تا توجّه دهد كه زمان قابل نكوهش نيست ، بلكه زمان جايگاه كارهاى نيك و كارهاى زشت و نيز جايگاه شئون بزرگ خداوند است . از قبيل آفريدن ، روزى دادن ، عزّت بخشيدن و خوار كردن و تنها كارهاى زشت است كه مورد نكوهش است .
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ .
اين آيه جواب قسم است . مراد از انسان كسى است كه به سنّ تكليف رسيده و در برابر گفتارها و كردارهايش مسئول باشد . اين انسان به حكم قرآن ، نااميد و زيانكار است ، هرچند ثروتمندى باشد كه ميليون‌ها ثروت را در اختيارش بگيرد ، دانشمندى باشد كه رازهاى طبيعت را كشف كند و آن را به نفع خويش به كار گيرد ، نيرومندى باشد كه تمامى مردم تسليم قدرت او باشند و سخنورى باشد كه به خوبى هنر سخن گفتن و