پيشانىاش مىگيريم و او را به عذاب سوزان عرضه مىكنيم .
فَلْيَدْعُ نادِيَهُ .
منظور از « ناديه » ، نادى مجلس است و در اينجا مضاف حذف شده كه در تقدير چنين مىباشد : « ليدع هذا الضال اهل مجلسه ؛ اين گمراه بايد همنشينانش را فراخواند » ، تا آنان او را از عذاب برهانند . مراد از همنشينان او ، همان ياران و قبيلهء او هستند . از اين قبيل است آيهء 56 از سورهء اسراء : « بگو : آنهايى را كه جز او ( خدا ) مىپنداريد ، بخوانيد .
نمىتوانند بلا را از شما دور سازند و يا آن را نصيب ديگران كنند » .
سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ .
مراد از « زبانية » همان فرشتگان عذاب هستند . « الزبانية » از « زبن » به فتح زا گرفته شده كه به معناى وادار كردن است ، بدين معنا كه فرشتگان انسان ستمگر را وادار مىكنند كه به جهنّم درآيد . اصل « سندع » با واو [ - سندعو ] بوده ليكن واو در كتابت مصحفها از آخر كلمه حذف شده است .
كَلَّا .
به معناى منع كردن از پيروى ستمگر و گوش دادن به تبليغات گمراه كنندهء اوست .
لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ ،
تنها براى خدا سجده كن و از آفريدگان ، هركه باشد ، مترس .
وَ اقْتَرِبْ ،
با كارهاى نيك به خدا تقرّب بجوى كه بهترين آنها جهاد و مبارزه با ستمگران است .
فقيهان سجده را به چند نوع تقسيم كردهاند كه عبارتند از : سجده نماز شناخته شده [ - نمازهاى يوميه ] ، سجدهء سهو كه پس از اداى نماز ، بلافاصله انجام مىشود و علت اين سجده ، كم و يا زياد شدن اجزاى نماز است و جزئيات آن در كتابهاى فقه بيان شده است ، سجدهء شكر كه در هنگام تازه شدن نعمت و يا دفع بلا و گرفتارى صورت مىگيرد و سجدهء تلاوت . اماميه اين سجده را در چهار مورد از قرآن واجب دانستهاند :
در هنگام تلاوت آيهء سجده از سوره الم تنزيل ، سوره حم فصّلت ، سورهء نجم و سوره علق . در غير اين چهار مورد ، سجده مستحب است ، نه واجب .