مىيابد و اين افزايش تا بىنهايت ادامه دارد . مفسّران بر اين موضوع وحدت نظر دارند كه اين آيات از آغاز سوره تا اينجا يك مرتبه نازل شده است ، امّا بقيّهء سوره از لحاظ زمانى ديرتر نازل شده است .
ثروت و سركشى
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى .
« كلّا » براى ردع است . « الطغيان » :
فراتر رفتن از حدّ . اين حكم دربارهء انسان براساس اكثريت افراد آن است . بيشترين مردم - و از جملهء آنان خود اين جانب - به اين آيه براى اثبات اين مدّعا استدلال مىكنند كه هرگاه بيش از ديگران از مال و ثروت برخوردار شود ، برترى مىطلبد و ستم مىكند . جمهور مفسّران نيز همين ديدگاه را پذيرفتهاند .
رازى مىگويد : « آغاز سوره نشانگر ستايش دانش و پايان آن نشانگر نكوهش ثروت است » .
صاحب مجمع البيان مىگويد : « يعنى اگر به وسيلهء بستگان ، ثروت و نيرويش ، خودش را از خدا بىنياز ببيند » .
شيخ محمّد عبده مىگويد : « يعنى زمانى كه با قطع نظر از ماقبلش كه همان سخن خدا :
« عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
باشد ، از خودش احساس كند » . امّا اگر به مجموع دو آيه بنگريم و اينكه اين دو در سخنى واحد و بدون فاصله آمده است - كه بايد چنين نگرشى داشته باشيم - در اين صورت ، معناى آيه چنين مىباشد : انسان آنگاه كه به وسيلهء برخوردارى از علم و ابزار آن همچون آزمايشگاهها و كارخانهها ، خويشتن را بىنياز ببيند ، از حدود قانون فراتر مىرود و با كمال سنگدلى و درندگى بر زيردست خود ستم مىكند . اين تفسير را افزون بر ظاهر سياق ، واقعيّتى كه هماكنون انسانيت در آن به سر مىبرد نيز تأييد مىكند . چه ، كسانى كه دانش روز را در اختيار دارند ، تلاش مىكنند كه تمامى جهان را زير سلطه و استثمار خود دربياورند . البته ، آنان اين هدف را