زمانى دنبال كردند كه از راه دانش به توليدات ابزار جنگى و صنعت نظامى روى آوردند و به سلاحهايى دست يافتند كه در عرض چند ساعت مىتوانند كرهء زمين را ويران كنند و اين ، همان تفسير درست براى سخن خداوند :
« أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى »
است . ما اين سخن را در حالى مىگوييم كه آن حقيقت مشهور را باور داريم : « انسان اگر ثروتمند باشد ، دست به ستمگرى و فتنهانگيزى مىزند و اگر نيازمند باشد ، نااميد و زبون مىشود » . ليكن حقيقت چيزى است و دلالت لفظ و سياق چيزى ديگر .
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى .
اى انسان ستمگر ، نه به دنيا و زرق و برقهايش مغرور باش و نه به علم و بمبها و ثروتها و فريبندگىهايش ، زيرا نيروى حق به مراتب كاراتر از بمبهاى هستهاى است . به عنوان نمونه ، انقلاب انسانها بر ضدّ استثمار و بردهكشى در هند و چين و ديگر كشورها ، بزرگترين درسها را به صاحبان كارخانهها و صنايع نظامى در آمريكا داد . سپس آنان به نزد داناى غيب و شهادت برمىگردند و او آنها را از عملهايشان آگاه مىسازد .
أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى * عَبْداً إِذا صَلَّى .
اين آيه ، نوعى سرزنش به هركسى است كه به نحوى از انجام دادن معروف و كار نيك خوددارى مىكند .
أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى * أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى ،
به من دربارهء اين گمراهى كه از معروف ، نهى و به منكر ، امر مىكند خبر بده . آيا او در اين نهى و امرش بر حق است ؟
أَ رَأَيْتَ إِنْ كَذَّبَ وَ تَوَلَّى * أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى ،
اين گمراه حق را تكذيب و از آن روى برتافته است . آيا از عذاب خداوندى كه آشكار و نهان او را مىداند ، نمىترسد ؟
كَلَّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ * ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَةٍ .
« النّاصية » : موى پيشانى . « السفع » : به سختى كشيدن . عرب از كشيدن موى پيشانى بدشان مىآمد و آن را نهايت درجه خوارى و اهانت برمىشمردند . چه ، اين كار براى حيوان است نه براى انسان . « كاذبة خاطئة » : صاحب اين پيشانى ، دروغگو و گناهكار است . معناى آيه چنين است : اين گمراه بايد از گمراهى خويش دست بردارد و در غير اين صورت ، از موهاى