تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
مىخورد از سوى خداوند است و دربارهء زمان آيات و تاريخ نزول آنها از وى نمىپرسند . آنچه نمىتوان درباره‌اش ترديد كرد ، آن است كه وحى در سنّ چهل سالگى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او نازل شد و او پيش از نزول وحى به خداى يكتا ايمان داشت و مشرك نبود و اعتماد او به خدا ، هيچ‌گاه متزلزل نشد . امّا منبع اين ايمان دو چيز است : اول : منبع ذاتى كه همان خرد و فطرت اوست . دوم : منبع ارثى كه از جدّش ابراهيم خليل عليه السّلام به ارث برده است . كسىكه زندگى و سيرهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بررسى كند ، گواهان فراوانى خواهد يافت كه او به خداى يگانه ايمان داشته است . از جملهء اين گواهان آن است كه وى نه در كودكى و نه در بزرگسالى ، هرگز در برابر بتى سر فرود نياورد . راويان نقل كرده‌اند كه پيش از رسيدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سنّ بلوغ ، يكى از مشركان به او گفت : اى نوجوان ، به حق لات و عزّى از تو مىخواهم كه آيا فلان موضوع را به من خبر ندادى . محمّد صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : به وسيلهء لات و عزّى از من چيزى مخواه كه به خدا سوگند هيچ چيزى بيشتر از اين دو مورد خشم من نيست . ميان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مشركان دربارهء چيزى ، پيش از بعثت ، اختلاف وجود داشت . آن مشرك به او گفت : سوگند به لات و عزّى . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من هرگز به اين دو سوگند نمىخورم و من از آنها روى گردانم . نيز از جملهء اين گواهان ، سخن همسر او بانو خديجه است ، آن‌گاه كه پيامبر از آنچه در هنگام نزول وحى به وى رسيده بود ، به آن بانو شكايت برد : « به خدا سوگند ، خداوند هرگز تو را زبون و خوار نمىكند . چه ، تو صلهء رحم به‌جا مىآورى ، بار مستمندان را بر دوش مىكشى و به تهيدستان مىبخشى و به مهمان احترام مىگذارى و در گرفتارىها ، حق را يارى مىدهى » . در اين عبارت تاريخى - به خدا سوگند ، خداوند هرگز تو را زبون و خوار نمىكند - براى ما آشكار مىشود كه انديشهء يكتاپرستى با شيوه‌اى كه ترديد و جدال را
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 139 | محمد جواد مغنية