باشد ؟ ( 11 )
يا به پرهيزگارى فرمان دهد ؟ ( 12 )
چه مىبينى اگر تكذيب كند و رويگردان شود . ( 13 )
آيا ندانسته است كه خدا مىبيند ؟ ( 14 )
حقّا كه اگر باز نايستد ، موى پيش سرش را مىگيريم و مىكشيم . ( 15 )
موى پيش سر دروغگوى خطا كار را . ( 16 )
پس همدمان خود را بخواند . ( 17 )
ما نيز كارگزاران دوزخ را فرا مىخوانيم . ( 18 )
نه ، هرگز از او پيروى مكن و سجده كن و به خدا نزديك شو . ( 19 )
اعراب
« الّذى خلق » صفت براى « ربّك » و « خلق الانسان » بدل بعض از « خلق » نخست ؛ زيرا اين از قبيل ذكر خاص پس از عام است . « ربّك » مبتدا و « الأكرم » صفت و « الّذى علّم بالقلم » خبر آن است . « علّم الانسان » بدل اشتمال از « علّم بالقلم » . « كلّا » حرف ردع .
مصدر « أن رآه » مفعول من اجله براى « يطغى » . « لنسفعا » در اصل « لنسفعن » ، با نون تأكيد خفيفه بوده است و به صورت الف نوشته شده ، زيرا همانند تنوين است . « ناصية كاذبة » بدل از « النّاصية » است . « ناديه » در حذف مضاف مىباشد : « اهل ناديه » .
تفسير
برخى گفتهاند : نخستين سورهاى كه بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد ، فاتحة الكتاب است . اين نظريه با نام سوره همخوانى دارد ، ليكن اين نظريه نادر است . برخى گفتهاند : نخستين سورهاى كه نازل شده سورهء مدّثر است و طرفداران اين نظريه اندكند . بيشتر مفسّران ، راويان و علما معتقدند كه نخستين سورهاى كه نازل شد همين سوره ( علق ) و يا اوايل آن است . شيخ محمّد عبده مىگويد : « در اخبار صحيح آمده است كه نخستين فرشتهاى كه براى پيامبر نمايان شد و پيامبر از او وحى را دريافت كرد ، به وى گفت :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ » ،
تا اينكه به
« ما لَمْ يَعْلَمْ »
رسيد . در هر صورت ، يك مسلمان بايد ايمان قطعى داشته باشد كه هرآنچه در قرآن به چشم