و نمىدانست كه راه هدايت آنها چيست ؟ تا اينكه وحى بر او نازل شد و همهچيز را براى او بيان كرد و نيز اين وحى ، هدايت و رحمت براى جهانيان بود . بنابراين ، گمراهى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدين معناست كه او نمىدانست چگونه كافران را هدايت كند و نزول قرآن ، وى را به اين كار راه نمود .
3 .
وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى .
« العائل » : انسان تهيدست ، خواه وى عائله داشته باشد و خواه نداشته باشد . راويان مىگويند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پدرش تنها يك شتر ماده و يك كنيز به ارث برد ، ليكن خداوند او را به وسيلهء سرپرستى عمويش ابو طالب و ثروت خديجه دخت خويلد و غنايم بىنياز گردانيد .
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ * وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ .
كسىكه خود يتيم و تهيدست باشد ، به مراقبت از تهيدستان و يتيمان و توجّه به امر آنان شايستهتر است . ترديدى نيست كه اين جمله ، نوعى گوشهدادن به هركسى است كه بخواهد يتيمى را بيازارد و يا تهيدستى را نااميد كند ، و گرنه پيامبر رحمت ، داراى اخلاق نيكو و نسبت به ضعيفان بسيار مهربان و دلسوز است .
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ ،
خدا را سپاسگزار و او را ستايش كن . در حديث شريف است كه سخن گفتن دربارهء نعمتهاى خدا ، سپاسگزارى اوست . امام صادق عليه السّلام دربارهء معناى اين آيه فرمود : دربارهء آنچه خدا به تو عطا كرده ، برترىات داده ، روزىات بخشيده ، به تو احسان كرده و راهنمايىات فرموده ، سخن بگو . شيخ محمّد عبده مىگويد : « فحدّث : به تهيدستان فراوان بخشش كن » . در اين تفسير ، شاگرد عبده ، مراغى نيز از وى تبعيّت كرده است . اين تفسير از ظاهر و معناى لفظ بسيار دور است . چه ، آنچه از واژهء « فحدّث » در اذهان تبادر مىكند ، همان سخن گفتن دربارهء نعمتهاى خدا و سپاس و ستايش اوست . و چقدر شيخ محمّد عبده فراوان به تبادر استدلال كرده است .