تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا .
« جاء ربّك » . فرمان ، قضاوت ، هيبت ، شكوه ، حكم و سلطنت او آمد . « صفّا صفّا » : در صف‌هاى متعدّد .
وَ جِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ .
جهنّم در روز قيامت براى هر بيننده‌اى آشكار مىشود و پس از آن‌كه جزء جهان غيب بود ، از اجزاى جهان شهود مىشود .
يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ وَ أَنَّى لَهُ الذِّكْرى * يَقُولُ يا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَياتِي ،
اندرزدهندگان و بيم‌دهندگان به انسان گناهكار و خلافكار گفتند : هم براى زندگى دنيوىات كار كن و هم براى زندگى اخرويات . امّا او گفت : كدام آخرت ؟ جهان آخرت وهم و خيال است . زمانيكه روز قيامت فرا رسد و او جايگاه خويش را در ميان جهنّم ببيند ، مىگويد : اين‌جا زندگى ماندگار و آرامگاه دائمى من است ، امّا زندگى دنيا ، يك نوع گذرگاه بوده است . . . اى كاش من از زندگى زودگذر ، چيزى براى زندگى هميشگى برمىداشتم . او در حالى كه در دنيا بود و توبه و اندرز مىتوانست به حال وى سودمند باشد ، آخرت را فراموش كرد و اكنون كه در آخرت است اندرز گرفته و چه جاى اندرز گرفتن است ؟
فَيَوْمَئِذٍ لا يُعَذِّبُ عَذابَهُ أَحَدٌ * وَ لا يُوثِقُ وَثاقَهُ أَحَدٌ .
« لا يعذّب » و « لا يوثق » ، به صيغه معلوم خوانده شده و به صورت صيغهء مجهول نيز خوانده شده‌اند و به هر دو قرائت ، معناى آيه چنين است : هرگاه عذاب دنيا با كوچك‌ترين عذاب آخرت مقايسه شود ، بدترين عذاب دنيا ، عافيت محسوب مىشود .
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي .
خداوند پس از آن‌كه از نفس امّاره كه جز منافع و هوس‌هاى خود را نمىخواهد ياد كرده ، از نفس مطمئنّه نام برده است و اين ، همان نفسى است كه به خدا ايمان آورده ، به ياد خدا عشق ورزيده و به امر و نهى او عمل كرده است . خداوند صاحبان اين نفس را با سخنان خويش چنين بيان كرده است : « آنان كه ايمان آورده‌اند و دل‌هايشان به ياد خدا آرامش مىيابد . آگاه باشيد كه دل‌ها با ياد خدا آرامش مىيابد .