تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
على عليه السّلام رسيد و او به نزد عثمان آمد و به او گفت : مگر قرآن نمىخوانى ؟ عثمان گفت : مىخوانم . على عليه السّلام فرمود : آيا اين سخن خدا را نشنيدى كه مىگويد : « حمل او و بازداشتن او از شير سى ماه است » و نيز اين سخن خداوند : « دو سال كامل » و پس از كم كردن دو سال ، تنها شش ماه باقى مىماند . عثمان گفت : به خدا سوگند متوجّه اين مسئله نبودم سپس دستور داد كه آن زن را به نزدش بياورند . آنان ديدند كه آن زن وضع حمل كرده است . معمّر بن عبد اللّه مىگويد : به خدا سوگند ، هيچ كلاغ به كلاغ و تخم به تخم ، شبيه‌تر از اين حمل به پدرش نبود . زمانى كه پدرش او را ديد ، گفت : به خدا سوگند او پسر من است و در اين ترديدى ندارم .
حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً .
هرگاه نوجوان به سنّ رشد برسد ؛ يعنى محتلم شود و يا به سنّ بلوغ برسد « 1 » و كارهايش را از روى خرد انجام دهد ، از حقوق و تكاليف شرعى انسان‌هاى بالغ و رشيد برخوردار است ، ليكن گروهى از مفسران گفته‌اند : اين آيه به موضوع ديگرى اشاره دارد و آن ، پختگى انسان و به كمال رسيدن او از لحاظ عقلانى و جسمانى است ؛ زيرا خدا مىفرمايد : « و به سنّ چهل سالگى درآيد » . چون اين پختگى بيش‌تر از سنّ سى سالگى آغاز مىشود و انسان هم‌چنان رشد مىيابد ، تا اين‌كه به چهل سالگى مىرسد و در اين سنّ است كه نيروها و استعدادهايش به اوج مىرسد . در هرحال ، سنّ و استعدادها باعث نمىشود كه انسان از آگاهى و ديدگاه درست و متين برخوردار گردد ، مگر اين‌كه تجربه‌هاى فراوانى را پشت‌سر بگذارد . دور نيست كه عبارت « أربعين سنة » در آيه ، اشاره بدين نكته باشد كه انسان پس از رسيدن به اين سنّ ، به تجربه‌هاى سودمند دست مىيابد . مفسران و سيره‌نويسان گفته‌اند : خداوند به استثناى عيسى و يحيى ، هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد ، مگر پس از چهل سالگى .
قالَ
هامش
( 1 ) . شافعيه و حنابله مىگويند : با رسيدن به سنّ پانزده سالگى ، چه دختر و چه پسر ، بالغ مىشوند . مالكيه مىگويد : سنّ بلوغ در دختر و پسر هفده سال است . حنفيه مىگويد : در پسر هجده سال و در دختر هفده سال است . اماميه مىگويد : در پسر پانزده سال و در دختر نه سال است .