واژگان
أفّ : واژهاى است كه بر ناراحتى دلالت مىكند .
ويلك : نابودى برايت باد .
أساطير الاوّلين : افسانههاى بيهودهء پيشينيان .
القول : دراينجا مراد عذاب است .
أذهبتم طيّباتكم فى حياتكم الدّنيا : بهرهتان را از چيزهاى پاكيزه در دنيا گرفتيد .
اعراب
« الّذى » مبتدا و مراد از آن جنس است ، نه يك شخص معيّن و « اولئك الّذى حقّ » خبر آن است . « افّ لكما » ، « افّ » اسم فعل و « لكما » متعلّق به آن مىباشد . مصدر مؤوّل از « ان اخرج » مجرور به باى محذوف . « ويلك » مفعول براى فعل محذوف : « الزمك اللّه الويل » . « ليوفّيهم » متعلّق به محذوف : « بعثناهم ليوفيهم » . جملهء « أذهبتم » مفعول براى قول محذوف : « يقال لهم أذهبتم » .
تفسير
وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي .
اين فرزندى كه قرآن دربارهاش سخن مىراند و مىگويد : او كافر است و پدر و مادرش را نافرمانى مىكند ، كيست ؟ در پاسخ بايد گفت : خداوند از فرد خاصّى نام نبرده ، ليكن ظاهر آيه نشان مىدهد كه مراد از آن هر فرزندى است كه به روز قيامت كافر شود و داراى پدر و مادرى باشد كه هردو مؤمن هستند و در اندرز و هدايت او تلاش مىكنند و او را از خشم و عذاب خدا مىترسانند و اين فرزند با حالت پرخاشگرانه به آنها مىگويد : نفرين بر شما ، چگونه انسان از گورش بيرون مىآيد ، درحالىكه وى به خاك