تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
وحشت و عذاب جهنّم رهايى يابد . اين سخن خدا رساترين عبارت براى بيان حسرت و دريغ انسان گناهكار بر چيزى است كه آن را از دست داده و نيز براى بيان دريغ او بر خلاصى و رهايى .
كَلَّا ،
چنين نيست اى گناهكاران . در اين‌روز نه خواسته‌هايتان برآورده مىشود و نه چيزى به‌نفع شماست ، جز اين‌كه وارد جهنّم مىشويد .
إِنَّها لَظى ،
شما نمىدانيد كه شعلهء آتش چيست ؟
نَزَّاعَةً لِلشَّوى ،
آن شعلهء آتش اعضاى بدن را از جايش برمىكند و آن را بريان مىكند . آن‌گاه ، اين اعضا به حالت نخست برمىگردد و بار ديگر بركنده مىشود و بازهم برمىگردد و اين حالت تا بىنهايت ادامه دارد : « نه بميرانندشان و نه از عذابشان كاسته گردد . ناسپاسان را چنين كيفر دهيم » . « 1 »
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى ،
آتش ، كسى را كه در دنيا از دعوت حق و هدايت روى برگردانيده است فرامىخواند و مراد از فراخواندن آتش آن است كه هركس بخواهد از آن بگريزد ، راه گريز از آن را ندارد .
وَ جَمَعَ فَأَوْعى .
« أوعى » از وعاء ( ظرف ) گرفته شده ، نه از « وعى » ( آگاهى ) : گرد آوردن ثروت در ظرف و امثال آن . اين آيه هشدار و وعدهء عذاب براى كسى است كه ثروت را گردآورد و شيفتهء آن باشد و آن را در راه خدا نبخشد . اين‌كه خداوند ميان پس‌اندازكنندهء ثروت و تكذيب‌كنندهء حق گردآورده است ، نشان مىدهد كه اين دو در روز حسابرسى و كيفر در نزد خدا يكسانند .
هامش
( 1 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 36 .