ليكن اينروز يقينا مىآيد و در آن ترديدى وجود ندارد و هرچيزى كه بيايد نزديك است . آنگاه خداوند روز قيامت را كه آنها مسخره مىكنند ، چنين توصيف مىكند :
يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ .
در اينروز اجسام آسمانى ذوب مىشود و همگى بهصورت تهماندهء روغن درمىآيد . از اينقبيل است سخن خداوند : « چون ستارگان فروريزند » . « 1 »
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ .
شخص تماشاگر ، كوهها را بهصورت پشمى مىبيند كه از همگسسته شده باشد . از اينقبيل است آيهء 5 از سورهء واقعه : « و كوهها به تمامى متلاشى شوند » .
وَ لا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً .
هيچكس از حال خويشاوند خود نمىپرسد چه ، هر انسانى به خودش گرفتار است و در اينروز خوشبخت كسى است كه كارهاى نيك پسانداز كرده باشد .
يُبَصَّرُونَهُمْ .
به تشديد صاد و فتح آن ، ازبصرته الشىء گرفته شده است ، يعنى آنچيز را براى او توضيح دادم . واو جمع به « حميم » برمىگردد ، بدين اعتبار كه معناى آن جمع است ، هرچند لفظش مفرد مىباشد . ضمير « هم » به « حميما » برمىگردد كه منصوب و معنايش جمع است . معناى آيه چنين مىباشد : در روز قيامت ، هيچكس از حال كسى نمىپرسد ، حتّى اگر وى از دوستان و خويشاوندان او باشد و بهرغم اينكه هركدام از آنان ديگرى را مىشناسد ، امّا بهخاطر سختى و گرفتارى آنروز از او مىگريزد .
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ * وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ * وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ * وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً * ثُمَّ يُنْجِيهِ .
واژهء « ثمّ » به دوربودن اشاره دارد ، يعنى بسيار دور است كه قبيلهء شخص باعث نجات او شود . مراد از « صاحبة » ، همسر و مراد از « فصيلة » ، قبيله است و معناى آيه روشن است و خلاصهاش چنين مىباشد : اسير جهنّم دوست دارد كه تمامى اهل زمين ، حتّى همسر و فرزندانش را كه ديروز خود را فداى آنان مىكرد و بهخاطر آنها خطرها و بيمها را به جان مىخريد ، بدهد و از
هامش
( 1 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 2 .