تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
ديدند گفتند : راه را گم كرده‌ايم . ( 26 ) نه ، ما از حاصل محروم شده‌ايم . ( 27 ) نيك مردشان گفت : شما را نگفتم : چرا خدا را تسبيح نمىگوييد ؟ ( 28 ) گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمكار بوديم . ( 29 ) پس زبان به ملامت يك‌ديگر گشودند . ( 30 ) گفتند : واى بر ما ، ما مردمى سركش بوده‌ايم . ( 31 ) باشد كه پروردگار ما در عوض ، چيزى بهتر از آن ما را ارزانى دارد . ما به پروردگار خود روى آورده‌ايم . ( 32 ) اين چنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگ‌تر است . ( 33 )

واژگان

بلوناهم : آزمايش كرديم آنان را . الجنّة : باغ ، بوستان . ليصرمنّها : ميوه‌هاى آن را مىچينند . مصبحين : وارد صبح شدند .
وَ لا يَسْتَثْنُونَ :
ان شاء اللّه نمىگويند .
طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ :
عذابى از پروردگارت .
كَالصَّرِيمِ :
همانند بوستانى كه درختان يا ميوه‌هايش قطع شده است . برخى گفته‌اند : هم‌چون بوستانى كه درختانش سوخته و همانند شب تاريك سياه شده باشد . چنان‌كه شب را صريم مىگويند ، روز را هم صريم مىنامند . فتنادوا : برخى از آنان برخى ديگر را صدا زدند . أغدوا : بامدادان بيرون آييد . الحرث : كشتزار . صارمين : چيدن ميوه يتخافتون : آهسته با يك‌ديگر سخن مىگفتند . الحرد : دراين‌جا مراد منع‌كردن و محروم ساختن است .