ديدند گفتند : راه را گم كردهايم . ( 26 )
نه ، ما از حاصل محروم شدهايم . ( 27 )
نيك مردشان گفت : شما را نگفتم : چرا خدا را تسبيح نمىگوييد ؟ ( 28 )
گفتند : منزه است پروردگار ما ، ما ستمكار بوديم . ( 29 )
پس زبان به ملامت يكديگر گشودند . ( 30 )
گفتند : واى بر ما ، ما مردمى سركش بودهايم . ( 31 )
باشد كه پروردگار ما در عوض ، چيزى بهتر از آن ما را ارزانى دارد . ما به پروردگار خود روى آوردهايم . ( 32 )
اين چنين است عذاب و اگر بدانند ، عذاب آخرت بزرگتر است . ( 33 )
واژگان
بلوناهم : آزمايش كرديم آنان را .
الجنّة : باغ ، بوستان .
ليصرمنّها : ميوههاى آن را مىچينند .
مصبحين : وارد صبح شدند .
وَ لا يَسْتَثْنُونَ :
ان شاء اللّه نمىگويند .
طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ :
عذابى از پروردگارت .
كَالصَّرِيمِ :
همانند بوستانى كه درختان يا ميوههايش قطع شده است . برخى گفتهاند :
همچون بوستانى كه درختانش سوخته و همانند شب تاريك سياه شده باشد . چنانكه شب را صريم مىگويند ، روز را هم صريم مىنامند .
فتنادوا : برخى از آنان برخى ديگر را صدا زدند .
أغدوا : بامدادان بيرون آييد .
الحرث : كشتزار .
صارمين : چيدن ميوه
يتخافتون : آهسته با يكديگر سخن مىگفتند .
الحرد : دراينجا مراد منعكردن و محروم ساختن است .