كرد ؛ زيرا آنان محمّد صلّى اللّه عليه و إله را تكذيب نمودند و او برضد آنان نفرين كرد و خداوند نفرين او را اجابت كرد و خشكسالى به مدت هفت سال ادامه يافت ، تا آنجا كه آنها استخوانها و مردارها را مىخوردند و نيز راويان گفتهاند : خدا ثروت آن زنازاده ، وليد بن مغيره را كه از ثروت و فرزندان برخوردار بود ، نيز نابود كرد .
آنچه گفته شد ، معنا و مقصود مجموع آيات است ، اما آنچه اينك بيان مىشود شرح و بيان معنايى است كه از هر آيهاى بهدست مىآيد :
إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ .
« ها » به « جنة » برمىگردد كه در لغت بهمعناى بوستان است . سپس فراوان بهمعناى بهشت جاويدان به كار رفت ، تا اينكه براثر كثرت بهكار رفتن ، اسم خاص آن شد و مراد از « جنة » دراينجا بوستان است و معناى آيه چنين مىباشد : صاحبان بوستان سوگند ياد كردند كه در آغاز بامداد و درحالىكه تهيدستان بىخبر باشند ، ميوههاى اين بوستان را بچينند .
وَ لا يَسْتَثْنُونَ ،
نگفتند اگر خدا بخواهد ، در بامداد ميوهها را مىچينيم . برخى گفتهاند : معناى اين جمله چنين است : بدون آنكه آنان از ميوهء بوستان چيزى را براى محرومان جدا كنند . هركدام از اين دو معنا كه اراده شود جايز است و اگر هر دوى آنها اراده شود بازهم درست خواهد بود .
فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ * فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ .
صاحبان بوستان باكمال امنيت خوابيدند و اطمينان داشتند كه در بامداد ميوههاى آن را مىچينند . در همان شب ، خداوند آفتى را بر بوستان و يا بر ميوههايش مسلط كرد و همچون « صريم » گرديد . واژه « صريم » چند معنا دارد : يكى از معناهايش « مصروم » است ، يعنى ميوههايش چيده شد . بنابراين ، معنايش چنين مىباشد : آن بوستان چونان بوستانى شد كه انگار ميوههايش را چيده باشند و چيزى از آن برجاى نمانده باشد . ديگر از معناهاى صريم « سياهى » است و در اين صورت ، معناى آن چنين است : بوستان سوخت و بسان شب تاريك سياه گرديد .