مىگويى : خدا مرا از اين كار نهى كرده است و هدفت از اين سخن آن است كه او از تو قطعاميد كند .
وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ .
مشركان آرزو داشتند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از برخى چيزهايى كه آنان را بهسوى آنها فرامىخواند ، عقبنشينى كند و نقش آنها را در برخى از چيزهايى كه آنها را از آن نهى كرده است ، بپذيرد ، هرچند اين كار از باب سازش و مدارا باشد ، تا بدينوسيله ، جنگ ميان طرفين پايان يابد و يك صلح عادلانه صورت گيرد . سياق آيه نشان مىدهد ، فردى كه پيشنهاد سازش داده بود ، ويژگىهايى داشته كه خداوند آنها را بدين ترتيب بيان مىكند :
وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ ؛
از هركسىكه بدون دليل ، فراوان سوگند مىخورد ، اطاعت مكن .
مَهِينٍ ؛
حقير و پست .
هَمَّازٍ ؛
از مردم فراوان عيب مىگيرد .
مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ؛
سخنچينى مىكند . سخنچين بهكسى مىگويند كه با نقل سخنانى مردم را به يكديگر بدبين مىكند .
مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ ؛
نه خودش كار نيك مىكند و نه ديگران را مىگذارد .
مُعْتَدٍ ؛
به حقوق ديگران تجاوز مىكند .
أَثِيمٍ
فراوان گناه مىكند .
عُتُلٍّ ؛
درشتخو و بداخلاق است .
بَعْدَ ذلِكَ ؛
علاوهبر اين ويژگىها ، وى
زَنِيمٍ ؛
زنا زاده است و نسب او معلوم نيست .
اين ويژگىهاى اخلاقى پست ، نهايت آن چيزى است كه خرد مىتواند آن را تصور كند .
بسيارى از مفسران گفتهاند : مقصود از دارندهء اين خصلتهاى زشت ، وليد بن مغيره است كه از سركردگان قريش و نيز داراى ثروت و فرزندان زياد بود . چنانكه خداوند فرموده است :
أَنْ كانَ ذا مالٍ وَ بَنِينَ * إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ .
مفسران مىگويند : اين آيه علت نهى از اطاعت از اين ملعون را بيان مىكند .
اما ديدگاه نزديك به صواب و سياق آن است كه اين آيه علت دارا بودن آن تكذيب كننده به اين خصلتهاى زشت را بيان مىكند و اينكه آنچه به وى جرئت داد كه بگويد : قرآن افسانهها و سخنان بيهوده است ، همان برخوردارى او از اموال و اولاد