تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
[ كه همگان از آن آگاهى دارند ]
ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ .
خطاب براى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله است . هيچ‌كس احتمال ديوانگى محمّد صلّى اللّه عليه و إله را نمىدهد ، مگر اين‌كه خودش ديوانه باشد . كسانىكه او را به اين ويژگى توصيف مىكردند ، منظورشان آن بود كه او جنى دارد كه به او وحى مىكند ، همان‌طور كه مىپنداشتند ، هر شاعرى جنى دارد كه شعر را به او ياد مىدهد . به اين موضوع ، سخن خداوند اشاره دارد كه از آنان چنين حكايت مىكند : « و مىگفتند : آيا به‌خاطر شاعر ديوانه‌اى خدايانمان را ترك كنيم ؟ » . « 1 »
وَ إِنَّ لَكَ لَأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ ،
پاداش دايمى كه قطع نمىشود . بديهى است كه پاداش با نتايج و آثار كار سنجيده مىشود . آثار محمّد صلّى اللّه عليه و إله و دعوت او تا امروز در شرق و غرب جهان ، هم‌چنان به چشم مىخورد و تا قيامت هم باقى خواهد ماند . از اين‌رو ، اگر وى از سوى پروردگارش ، پاداش هميشگى و كرامت جاودانه دريافت كند ، شگفت‌آور نخواهد بود .
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ .
خداوند جز محمّد صلّى اللّه عليه و إله هيچ‌كدام از پيامبرانش را با اين ويژگى توصيف نكرده است و معناى آن به سخن پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و إله خلاصه مىشود كه گفت : « پروردگارم مرا تربيت كرد و چه نيكو تربيت كرد » . بدين معنا كه خدا با همان هدفى كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله را آفريد ، با همان هدف اخلاق او را مورد توجه قرار داد و نيز خداوند به زندگى هيچ انسانى سوگند ياد نكرده است ، مگر به زندگى محمّد صلّى اللّه عليه و إله ، زيرا خداوند مىفرمايد : « به جان تو سوگند كه آنها در هستى خويش سرگشته بودند » . « 2 » اما توصيف محمّد صلّى اللّه عليه و إله به خاتم پيامبران ، بدين معناست كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله به آخرين درجهء ويژگىهاى كمال رسيده است كه هيچ انسانى بدان نمىرسد و محال است پس از او كسى بيايد كه از او بهتر باشد و يا آيينى را بياورد كه از آيين او بهتر باشد ، بلكه هيچ
هامش
( 1 ) . صافات ( 37 ) آيهء 36 . ( 2 ) . حجر ( 37 ) آيهء 72 .